gototopgototop

مقالات

ارتباط

نوشته های انتخابی

ثمین باغچه بان

article thumbnail


ویژه نامه ثمین باغچه بان


مقالات ویژه نامه ثمین باغچه بان ( با رعایت ترتیب حروف الفبایی نام نویسندگان ) عبار [ ... ]


ادامه ...
 

چهره های ماندگار

خانه ویژه نامه جولیا سمیعی (1)
جولیا سمیعی (1) چاپ

جولیا آلیور سمیعی ، دوست نازنین من

من با جولیا سمیعی در سال 1956 میلادی از طریق دکتر سیروس بابک سمیعی که با شوهرم و من در دانشکده ادبیات همدوره بود ، آشنا شدم.

جولیا در این سال ، برای آشنا شدن با محیط ایران و خانوادۀ سمیعی به تهران آمده بود و یک سال بعد ، زندگی زناشویی با دکتر سیروس بابک سمیعی را در تهران آغاز کرد.
جولیا همواره ایران را وطن دوم خود می دانست و نه تنها به فرهنگ و ادبیات ایران ، بلکه به سرنوشت کشور ایران و ایرانیان علاقمند بود.

جولیا در ملاقاتهای کوتاهی که با پدرم ، جبار باغچه بان داشت ، توانست مهر و احترام ویژه ای را میان او و خودش بوجود بیاورد. پدرم در هر فرصتی که پیش می آمد ، برای آموختن زبان فارسی به جولیا می کوشید. جولیا همواره از این دیدارها به خوشی یاد می کرد و راهنمایی های پدرم را ارج می نهاد.

برای جولیا که در جوانی ، زندگی جدید خودش را در سرزمینی بیگانه و با زبانی ناآشنا آغاز کرده بود ، مشکل ندانستن زبان و دشواری در برقراری ارتباط بسیار محسوس بود و او آن را با تمام وجود احساس می کرد و ناچار بود در موقعیتهای گوناگون ، سرخوردگیهای حاصل از آن را تجربه می کرد. در نتیجه ، همانند پدرم می دانست که ناتوانی در برقراری ارتباط " چه توان فرساست" .

هنگامی که سازمان ملی رفاه ناشنوایان در تهران به سال 1350 شمسی تاسیس شد ، جولیا کار آموزشی خود در مدرسه ایران زمین را که چهار پسرش در آنجا مشغول تحصیل بودند و درآمد بالایی داشت ، ترک کرد و با حقوق اندک به خدمت سازمان ملی رفاه ناشنوایان درآمد. شوهرش ، دکتر سیروس بابک سمیعی همیشه در کارهای خیرِ جولیا ، پشتیبان و هوادارش بود.

شاید از این رو بود که درد بی زبانی ناشنوایان برای جولیا ، دردی آشنا و محسوس بود و به مجرد پیدا شدن راهی برای خدمت به این قشر ، با جان و دل خود را وقف برداشتن دیوار سنگین " ناتوانی در برقراری ارتباط " کرد.

این گونه ویژگی جولیا در کنفرانسهای بین المللی ویژه ناشنوایان بسیار چشگیر بود. او نه تنها ناشنوایان بلکه معلمان و کارشناسان ایرانی را که با زبان انگلیسی - زبان رایج کنفرانسهای بین المللی آشنا نبودند ، به دور خودش جمع می کرد و گفتارانگلیسی سخنرانان را با زبان اشاره فارسی برای آنها بازگو می کرد تا آنها بتوانند حداکثر اطلاعاتی را بدست بیاورند. این خود خدمتی بس بزرگ است.

کنفرانس بین المللی ناشنوایان در دانمارک
کنفرانس بین المللی ناشنوایان در دانمارک
 

جولیا خیلی زود متوجه شد که زبان اشاره مورد استفاده ناشنوایان ایران ، زبان ابتدایی و محدود است و نمی تواند یارای آنها در درک مطالب عمیق بطور صحیح و دقیق باشد. لذا به دنبال ارتباط و مکاتبه با سازمانهای بین المللی و مراکز آموزشی ناشنوایان که پژوهشهایی در زمینه زبان اشاره ناشنوایان داشتند ، رفت و به مطالعه کتابهای مربوطه پرداخت تا در نهایت ، تصمیم مهمی را گرفت که گروه پژوهش زبان اشاره فارسی را با یاری ناشنوایان همچون رضا قلی شهیدی و محسن لوح موسوی در سازمان ملی رفاه ناشنوایان پایه ریزی کند.

این کار بزرگ جزو هدف اصلی جولیا در طول زندگیش شده و بیشتر اوقات خود را صرف آن کرد. او علاوه بر ایجاد تشکیلات پژوهش و جمع آوری اشارات مورد استفاده ناشنوایان ، با فراهم ساختن امکانات برای ادامه تحصیل در دانشگاههای معتبر در کشورهای خارجی مانند آمریکا برای کارشناسان جوان و علاقمند ایرانی از جمله مریم رستمی و ایران بهادری ، کارشناسان تراز اول اُمور ناشنوایان را پرورش داد.

ثمینه باغچه بان - آلیس - فرانسیس پارسونز
ثمینه باغچه بان - آلیس - فرانسیس پارسونز
 

در اوایل 1357 شمسی ، چون برنامه پژوهش زبان اشاره فارسی خیلی خوب داشت پا می گرفت و همه کارهای جمع آوری اشارات و کلاسه کردن آنها به سرپرستی جولیا به سرعت پیش می رفت ، جولیا بسیار خوشحال بود و بارها به من می گفت: وقتی اینگونه کارها که سامان گرفت و پایان پذیرفت ، می خواهم بازنشسته بشوم و به مطالعه ادبیات فارسی بپردازم.......
سرانجام روز شوم شنبه چهاردهم مرداد 1357 شمسی فرا رسید و جولیا با دو فرزند دلبندش جان ارزندۀ خود را در یک حادثۀ هوایی از دست داد.

مرگ نابهنگام جولیا ، نه تنها نزدیکان و دوستانش را داغدار کرد بلکه جامعه ناشنوایان ایران را عمیقاً سوگوار کرد.
با رفتن جولیا ، فعالیتهای پژوهش زبان اشاره فارسی برای مدتی متوقف شد اما همکاران ناشنوا و شنوای جولیا تصمیم گرفتند که آرزوی جولیا را به ثمر برسانند و راهی را که او گشوده بود ، ادامه دهند.
در نتیجه ، کتاب " فرهنگ زبان اشاره فارسی " در سال 1359 شمسی چاپ شد.
بدینوسیله آرزوی جولیا سمیعی برای شناساندن زبان اشاره فارسی به عنوان زبان مادری ناشنوایان ایران به ثمر رسید و هویت اصلی ناشنوایان ایران به جامعه شناسانده گردیده است.

یادش پایدار و روانش شاد.

ثمینه باغچه بان