gototopgototop

مقالات

ارتباط

نوشته های انتخابی

من و تو و ما

شعر تقدیم به روزبه قهرمان و یاران بنیاد پژوهشهای ناشنوایان ایران
مـــن و تــــو و مــــا یار را من اگر نستا [ ... ]


ادامه ...
 

چهره های ماندگار

خانه ویژه نامه ثمین باغچه بان
ثمین باغچه بان چاپ

ثمین باغچه بان و کتاب " چهره هایی از پدرم "
نوشته : روزبه قهرمان


ناشنوایان به خصوص دانش آموزان در روز چهارم آذر هر سال ، مزار جبار باغچه بان ، انسان والایی که الگوی خدمت فرهنگی در آموزش نونهالان ایران است ، را گلباران می کنند.
بیش از هفتاد سال است که نام پر آوازه " باغچه بان " در کشور ایران ، نشانۀ فرهنگ ، صداقت ، از خود گذشتگی و خدمت به انسانیت و علم است.
نسل دوم از این خاندان روشنگر، خادم فرهنگ ، آموزش ، دانش و انساندوستی " ثمین باغچه بان " - موسیقیدان و مترجم - همیشه نسبت به سرزمین ایران عشق می ورزید و در یکی از آخرین ترانه هایش خطاب به فرزندش " کاوه " می سراید :

دلم توی اون دورها مونده
تو اون خونه ای که مهربونه
تو اون روزهای گذشته
تو اون کوچه ای که خالی و تنها مونده
آره، امروز اینجا هستم ، اینجا موندم ، اما دلم تو ایرونه .......


در اوایل انقلاب اسلامی ایران ، مسئولان جدید آموزشی مدرسۀ جبار باغچه بان متأسفانه فرزندان برومندان آن بزرگمرد " ثمین ، ثمینه و پروانه " را به گونه ای تحقیر کرده اند .
در این زمینه ، پسر ثمین باغچه بان ، " کاوه باغچه بان " نامۀ زیبا و در عین حال تکان دهنده ای را خطاب به متولیان تازه به دوران رسیدۀ ادارۀ دفتر آموزش کودکان استثنایی ( قبل از تاسیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور ) که اغلب آنان از همکاران مدرسه ناشنوایان نیمروز بودند و همانند پدر معنوی شان " محمود پاکزاد " با الفبای گویای باغچه بان و زبان مصور و روش آموزشی جبار باغچه بان میانه خوبی نداشتند ، نوشت و آن را با چنین جمله به پایان رساند :
" من افتخار می کنم که جاروکش مدرسه ای باشم که پدر بزرگ خدمتگزار خودم - جبار باغچه بان - آن را بنیان نهاده است " .

ثمین باغچه بان که مشکل کم بینایی داشت ، همیشه می گفت : پدرم نمی توانست تصور کند که نوۀ بنیانگذار آموزش ناشنوایان در ایران " کاوه باغچه بان " روزی با چنین مشکلی روبرو خواهد شد و در سالهای بعد ، در مدرسه باغچه بان آموزش خواهد دید و سپس در همانجا ، در راستای کاهش ناهمواری زندگی دانش آموزان و ارتقای تواناییهای فکری و جسمی آنان خدمت خواهد کرد و در نهایت ، با حالت تحقیر آمیز از آنجا اخراج خواهد شد ".

در واقع ، " ثمین باغچه بان " با خاطری آزرده به ترکیه ، کشوری که در آن تحصیل کرده بود و همسرش " اولین " در آن موطن بود ، به خاطر ادامه تحصیل فرزندانش " کامبیز و فرهنگ " عزیمت کرد ولی هیچگاه اینهمه ناملایمات ناشی از توهین و اخراج فرزندش " کاوه باغچه بان " از مدرسۀ ناشنوایان باغچه بان به جُرم نسبت داشتن با " جبار باغچه بان " و همچنین تعطیل هنرستان موسیقی همسرش " اولین باغچه بان " که چون فرشته ای به حمایت و آموزش موسیقی به نوجوانان ایرانی مستعد و نیازمند به سرپرستی پرداخته بود و در نهایت ، مشاهده پاسخ دیوان عدالت اداری به شکوائیه اش مبنی بر عدم اصالت و حقانیت خدمات آموزشی ثمین باغچه بان ، خدشه ای در علاقمندی اش به وطن ، ایرانیان و سرنوشت و زندگی آنان وارد نکرد و مرتباً وقتی که جمع حقوق بازنشستگی اش به تأمین هزینه سفر به ایران می رسید ، با اشتیاق به دیدار وطن و دوستان قدیم می شتافت و نفسی تازه می کرد.

کتاب " چهره هایی از پدرم " نوشته ثمین باغچه بان که توسط انتشارات نشر قطره در تهران به سال 1382 شمسی چاپ شده است ، در دوران اقامت ثمین باغچه بان در سر زمین غربت - ترکیه - تألیف شده است.
ثمین باغچه بان با اینکه بر خلاف خواهرانش " ثمینه و پروانه " ، هیچگاه به اُمور تدریس به کودکان ناشنوا نپرداخت ، خیلی خوب با جامعه ناشنوایان و فرهنگ ناشنوایان در ایران آشنا بود که در کتاب ارزنده اش کاملاً مشهود است.
خود ثمین باغچه بان به این نکته اشاره می کند:
" من در سنین کودکی با بچه های کر و لال رفیق و همبازی بودم ، چون همیشه خانۀ ما آموزشگاه کر و لال های پدرم هم بود. من با بچه های کر و لال چنان قاطی بودم که اشاره های کر و لال ها را به خوبی می فهمیدم ، خودم هم می توانستم با همان اشاره ها ، هر چیزی را برای آنها تعریف کنم ........ در کوچه و بازار چون باهم با اشاره های کر و لالی حرف می زدیم ، همسایگان و کسبه مرا هم یکی از آنها دانسته و خیال می کردند منهم کر و لال هستم ...... اشاره های کر و لالی ، مثل زبانِ دومی یا زبان خارجیِ من بود که آن را به خوبی زبان مادری ام بلد بودم ........ " .

ثمین باغچه بان در این کتاب می کوشد که ضمن ذکر خاطراتی از پدر بزرگوارش " جبار باغچه بان " ، خوانندگان را با خصوصیات اخلاقی بنیانگذار آموزش ناشنوایان ایران و همچنین تاریخ آموزش ناشنوایان در ایران آشنا سازد که الحق ، در این راه موفق شد.
همه ما برای اولین بار با نام تعدادی از شاگردان ناشنوا همچون سکینه اصفهانی ، عباد شیطون ، اِدموند نقاش ، عطاالله دیر فهم در کتاب ثمین باغچه بان آشنا می شویم که هیچ اسنادی از آنها وجود ندارد.
دو عنوان داستانی  " هنرپیشه و پهلوان آموزشگاه "  ( صفحه 157 ) و " لکۀ شاه توت " ( صفحه 172) از شاهکارهای ثمین باغچه بان محسوب می شود که در کتاب مذکور آمده است . همه ما با خواندن این دو داستان به خوبی با موقعیت دانش آموزان ناشنوای آن روزگار آشنا می شویم.

ثمین باغچه بان با تألیف کتاب " چهره هایی از پدرم " واقعاً به تاریخ ناشنوایان ایران خدمت غیر قابل انکار کرده است. لذا به تمام علاقمندان توصیه می شود که کتاب یاد شده را که با نثر شیرین و طنز آمیز همراه است ، حتماً مطالعه کنند.


 

آیتم های مرتبط