|
| 18 |
تالیف کتب در زمینه آموزش به ناشنوایان
|
جبار باغچه بان در ابتدای کار با کودکان کرو لال ، از آنچه در زمینه آموزش و پرورش این گروه در جهان می گذشت ، آگاه نبود و فقط بر اثر تجربه شخصی معتقد شده بود که می توان به کرولالها سخن گفتن ، خواندن و نوشتن آموخت. سرانجام به دستور وزیر فرهنگ وقت "دکتر مهران" برای بازدید از مدارس کرولالهای ترکیه ، در خرداد 1337 شمسی به آن کشور سفرکوتاهی کرد که اوّلین و آخرین سفرش محسوب می شود.
گویی در بازگشت از ترکیه ، "جبارباغچه بان" بیشتر از گذشته برای تداوم برگزاری دوره تربیت معّلم ویژه کرولالها مصمم شد. از این رو، به خاطر تداوم برگزای دوره تربیت معّلم تحت نظارت دخترش "ثمینه باغچه بان" خیال جبار باغچه بان از این بابت آسوده گردید و تمام همت خویش را صرف دو کتاب ارزشمند"روش آموزش کرولالها" و "حساب" که شامل آخرین نظریات آموزشی اش می باشد ، کرد که در سالهای 1343 و 1344 شمسی به چاپ رسید.
باغچه بان در کتاب "روش آموزش کرولالها" با افتخار تمام می گوید:
|
این راه جدیدی که برای نخستین بار در ایران برای معّلمان کودکان کرولال بازشده و در هیچ کشوری هم سابقه ندارد اگر قابل قبول باشد. هر رنجی را که در این راه برده و هر خساراتی را که کشیده ام ، فراموش خواهم کرد. درصدد هستم پس از یک سال آزمایش و دریافت نظرها ، آن را به مقامات فرهنگی بین المللی نیز بفرستم... هر شخص با سواد با یکبار مطالع دقیق آن ، می تواند برای خود کلاسی باز کرده و چند کودک کرولال را تعلیم بدهد. امیدوارم این پیشگویی تا سه سال پس از انتشار این کتاب (1343 شمسی ) ، توسط عموم روشنفکران تصدیق یابد. آرزوی من این است که این متد برای تربیت آموزگاران متخصص که بتوانند خشت اوّل بنای تعلیم کرولالها را بگذارند ، نیز مفید و سودمند باشد.
|
اینگونه گفتار صریح جبار باغچه بان می تواند باور صاحب نظرانی همچون محمود پاکزاد ، دکتر خسرو گیتی ، احمد اُمیدوار و دکتر محمد رضا بیگدلی را باطل می سازد که طی نوشته های چاپ شده خودشان معتقد هستند جبار باغچه بان قبل از آغاز تعلیم به کودکان کرولالها ، از چگونگی آموزش به این گروه در دنیا اطلاعی داشت.
در واقع ، "جبارباغچه بان" مردی خود ساخته ، مبتکر ، خلاق و فعال بود که بدون داشتن تحصیلات تخصصی عالی و بر خلاف مدعیان امروزی با فکری آزاد و اندیشه ای بارور در راه مقاصد انسان دوستانه خود از جمله آموزش به ناشنوایان پیش رفت.
همانگونه که خود گفته است ، هر آنچه می دانست محصول "جهاد فکر" و "عرفان" او بود:
من آنچه همی گویم اذغان من است محصول جهاد فکر و عرفان من است
در کار خود از کسی ندارم تقلید کردار من آیینه ایمان من است
به عنوان مثال ، جبارباغچه بان برای اینکه صدا را برای کودک ناشنوایی محسوس کند، از حواس بینایی و لامسه اش مدد گرفت و الفبای گویای باغچه بان را که در نوع خود در دنیا کم نظیر است ، اختراع کرد. همانطوری که خودش می فرماید:
زاندیشه برای خود رهی یافته ام نقش دگری را به ره انداخته ام
از چشم برای دیدن چهره ی صورت با دست هنر آینه ای ساخته ام
|