gototopgototop
English French German Italian Portuguese Russian Spanish

مقالات

ارتباط

نوشته های انتخابی

پیــک نیــک در بیـــابـــان !!

article thumbnail

خاطره تئاتر
پیـــک نیــک در بیــابــان !! رضا ذبیحی عزیز
حالا میخواهم برایت در مورد عکسهای دستجمعی من و حسین مو [ ... ]


ادامه ...
 

چهره های ماندگار

خانه
زندگینامه جبار باغچه بان (قسمت اول) چاپ
■ تحقیق و نوشته : روزبه قهرمان | تنظیم : رضا ذبیحی   

جبار باغچه بانمیرزا جبار عسگرزاده (1264-1345) درشهر ایروان پایتخت کنونی جمهوری ارمنستان ، در خانواده هنر دوست ایرانی بدنیا آمد . جدش از مردم تبریز و پدرش "عسگر" نام داشت. جبار به مکتب رفت و بعد از آموختن قرآن نزد ملای مکتب "شیخ علی اکبر" ، به فراگیری زبان فارسی و خواندن داستانهای "رستم و سهراب" ، " اسکندرنامه" ، "حسین کرد" و " نوشت آفرین نامه " پرداخت. تحصیلات جبار به طور کلی ، بر اساس اصول سنتی و مکتب خانه ای بود. او در سن پانزده سالگی بعد از کسب مختصر سوادی به خاطر تامین معاش خانواده مجبور به ترک تحصیل شد و به پیروی از پدرش به حرفه های او شامل معماری و قنادی پرداخت. پدرش در نقل داستانهای کهن و اشعار شاهنامه تبحر داشت و مادر بزرگش "بنفشه" زنی با کفایت ، شاعره و طبیب محل بود. این دو شخص نقش مهمی در پرورش استعدادهای هنری و خلاقیت جبار داشتند.

1  انتشار نشریات فکاهی 

 جبار که گرفتار افکار خشک ناشی از تعلیمات مکتب خانه ای بود ، طی شرکت در اغتشاشات ارامنه و مسلمانان قفقاز به سال 1905 میلادی (1282 شمسی ) دستگیر و زندانی شد که سازنده ترین ایام عمرش بود. چون او به دنبال آشنایی تصادفی  با زندانی ارمنی " وارطان" که آزادانه می اندیشید ، دگرگونی مثبتی پیدا می کند. در نتیجه ، بنیش و دیدگاه های نو درجبار شکل می گیرد و از او شخصیت استثنایی می سازد.

در این زندان ، جبار به فکر انتشار نشریه هفته نامه  فکاهی " ملا نهیب " افتاد و به یاری ذوق نقاشی که از پدرش که معمار بود ، به ارث برده بود ، پنجاه نسخه هشت صفحه ای را طی یک هفته مصور کرد. نشریه  مذکور به دلیل مطالب بدیع و طنزآمیز خواهان بسیاری در خارج از زندان پیدا کرد با این حال انتشارش بیش از یک ماه به طول نکشید. سپس آن را دوباره به نام " ملا باشی" منتشر کرد که بخاطر دشواری تهیه کاغذ و ژلاتین که بایستی از خارج زندان تهیه می شده است ، ادامه پیدا نکرد. اهمیت کار جبار در این بود که به لزوم چاپ مطالب انتقادی و طنز آمیز و رساندن آن به دست خوانندگان در راستای آگاه سازی جامعه پی برد و همچنین او  به اهمیت آموزش به کودکان و زنان اعتقاد پیدا کرد. از این رو ، بعد از آزادی از زندان ، با وجود مخاطرات فراوان ، به طور پنهان به تدریس خصوصی دختران  پرداخت و اولین داستانهای منظوم تحت عنوان قیزیللی یا پراق (برگ زراندود) و بایرامچلیق (مژده رسانی عید ) برای کودکان را به 1290 شمسی در ایروان به چاپ رساند.

جبار بعد از مدتی  فعالیت مطبوعاتی شامل همکاری با مشهورترین روزنامه قفقاز از جمله " ملا نصر الدین " ، دست به انتشار سومین نشریه فکاهی خویش " لک لک " در ایروان به سال 1291 شمسی  (1914 میلادی)

نشریه لک لک
لک لک
زد  و مطالب خود  را با نام مستعار "عاجز" در آن به چاپ رساند. مقالاتی از م. م. فتح الله یف به عنوان مدیر و صاحب امتیاز، در این نشریه هم  چاپ شده است. این نشریه هشت صفحه ای  پس از شروع جنگ جهانی اول ، برای نجات از توقیف ، در روز سی ژوئن 1914 میلادی ( شماره دوازدهم) تعطیل شد در حالیکه زمان انتشارش یک سال بیشتر به طول نکشید. این نشریه با اینکه هفتگی بود ، روند انتشارش نا منظم بود و گاهی تا یک ماه ، توفیق چاپ را نداشت. سرانجام در صفحه هفتم آخرین شماره نشریه مذکور اعلام شده است که بزودی نشریه جدیدی به نام " جَنگی " با صاحب امتیاز علی مهزون حاجی زین العابدین زاده و سردبیری جبار عسگر زاده چاپ خواهد شد. اما تاکنون نسخه ای از نشریه " جَنگی " پیدا نشده است. ظاهراً این نشریه جدیدالورود هیچگاه به مرحله انتشار و پخش نرسیده بود.

جبار با دست اندرکاران نشریه معروف فکاهی " ملا نصر الدین " از جمله ممد علی سیدگی (1888-1956) مکاتباتی داشت و نامه هایش اکنون در آرشیو شخصی متعلق به ممد علی سیدگی موجود است. با مطالعه نامه های جبار معلوم می شود که جبار با نامهای مستعار مانند: " الف " ، " اشک دَغلیان " ، " مَحکََمه پیش آیی " و " م. پ. " پای مطالب طنز آمیز خود را امضا کرده است تا در نشریه " ملا نصر الدین " چاپ گردد. در نامه جبار به ممد علی سیدگی مورخه چهارم دسامبر 1913 میلادی ، خبر انتشار قریب الوقوع نشریه " لک لک " را داده و از نویسندگان و شاعران نشریه فکاهی " ملانصرالدین " درخواست کرده که مطالب جدید خودشان را برای او فرستاده شود تا در نشریه " لک لک " گنجانده شود. این نشاندهنده ارتباط تنگاتنگی جبار با معروف ترین نشریه فکاهی آذربایجان " ملا نصر الدین " است.

آنچه مسلم است که این است که مجله " لک لک " بعد از نشریات فکاهی " ملانصرالدین " (1906) ، " بهلول " (1907) ، " زنبور " (1909) ، " مرآت " (1910) ، " آری " (1910) و " کل نیت " (1912) ، به عنوان هفتمین نشریه فکاهی شناخته می شود که به زبان آذربایجانی (ترکی) در می آمد.

در نتیجه ، جبار را به عنوان یکی از پیشگامان نشریات فکاهی در منطقه قفقاز به خصوص آذربایجان می شناسند.

جبار بالاخره با خانم آموزگار " صفیه میر بابائی " ازدواج و زندگی مشترک را شروع کرد. هر دو به سال 1297 جبار باغچه بان - صفیه میر بابائیشمسی  در یک دبستان مختلط پسرانه و دخترانه واقع در قصبه نوراشین که از توابع ایروان بود ، به کار آموزگاری پرداختند. سر انجام جبار با شدت گرفتن کشمکشهای قومی و دینی در ایروان ناشی از انقلاب روسیه که طی آن والدین خود را از دست داد ، به ناچار در سال 1298 شمسی به همراه همسر به ایران ، سرزمین پدری خود کوچ کرد و از راه جلفا ، وارد شهر "مرند" شد و در آن وقت بیش از سی و چهار سال نداشت.

جبار در مرند به شغل آموزگاری در مدرسه دولتی " احمدیه " مشغول شد و موفق به نوشتن نمایشنامه " خُر خُر " شد.  براثر کوششهای بی ریای او در تعلیم و تربیت و نیز بهداشت شاگردان ، سبب شد که نظر مدیر کل فرهنگ آذربایجان " ابوالقاسم فیوضات " جلب شود لذا به مدیر مدزسه احمدیه دستور داد که هر چه زودتر وسایل انتقال جبار را به تبریز فراهم کند تا عجایب کارهای او از جمله اجرای نمایشنامه " خُرخُر " در حیاط دبستان برای بچه ها که در آن زمان بی سابقه بود ، را با چشم خود و از نزدیک ببیند. در این دوره ، جبار اجازه  تاسیس یک دبستان دخترانه در مرند را گرفت اما به خاطر مخالفتهای متعصبان موفق به بازگشایی آن نشد.

 
 

آخرین اخبار