|
■ سروده : کامران رحیمی
|
|
شعر
تقدیم به روزبه قهرمان و یاران بنیاد پژوهشهای ناشنوایان ایران
مـــن و تــــو و مــــا
یار را
من اگر نستایم!
تو اگر نستایی!
ما اگر نستاییم!
چه کسی خواهد ستود!؟
به گل ، به به! می گوییم!
به بلبل،چهچه! می گوییم!
چرا یار را نستاییم!؟
به بهار، لبخند می زنیم!
به جهان، چشمک می زنیم!
چرا یار را نستاییم!؟
من اگر نستایم!
تو اگر نستایی!
ما اگر نستاییم!
چه کسی یار را خواهد ستود؟
چه کسی غمش را خواهد زدود؟
چه کسی با یار خواهد بود؟
چه کسی تیمار خواهد بود؟
چه کسی تا پایان با ما خواهد بود؟
من اگر نستایم!
تو اگر نستایی!
ما اگر نستاییم!
چه کسی خواهد ستود؟
چه کسی خواهد ستود؟
یار ما فرسود و هیچکس نستود!
پس چه کسی خواهد ستود!؟
چه کسی خواهد ستود!؟
کامران رحیمی
سوئیس/ 26.11.2008
|