gototopgototop
English French German Italian Portuguese Russian Spanish

مقالات

ارتباط

نوشته های انتخابی

حق گفته هایی که سالیان سال است خاموش مانده

article thumbnail

حق گفته هایی که سالیان سال است خاموش مانده
نوشته : محمد حنیف ستاریان
شهیدی از بزرگان جامعه ناشنوای ایران است که [ ... ]


ادامه ...
 

چهره های ماندگار

خانه
جولیا سمیعی (1) چاپ
■ ویژه نامه جولیا سمیعی   

Memory

I remember when I started to work with Julia Samii I was 17 years old and she told me I am her daughter. She was encouraging me to improve my English because it was easier for her to communicate in her first language.
Anyway one day she was dropping me at my private English class and I was holding her hand because her legs were so long and I couldn't walk with her. Suddenly she stopped and opened her purse and took 10 tomans which it was very valuable on that time, and gave it to a woman who was panhandling. I tried to stop her and I told her no don't give her money. Panhandling is not a good thing to do. She is not poor. Julia said maybe she is not poor in material but she is poor in her brain. If she can't thing properly means she is poor so she needs help, and Julia gave her the money.

 

Iran Bahadori
 
Toronto, August 19, 2008
خاطره

من هفده ساله بودم که کار با جولیا را شروع کردم. او برایم مادری میکرد و من را دختر خود میدانست. خیلی‌ اصرار داشت که من زبان انگلیسی را یاد بگیرم. چون که برای او برقراری ارتباط با زبان انگلیسی راحت تر بود. یک روز که من را به کلاس زبان انگلیسی میبرد. در حالی‌ که دستش را گرفته بودم که خودم را به قدمهای بلندش برسانم، یک دفعه ایستاد و داره کیفش را باز کرد که به خانم گدایی که کنار خیابان نشسته بود ۱۰ تومن بدهد. من با عجله گفتم نه این کار را نکنید. گدایی کار بدی است و شما نباید به آنها پول بدهید. این‌ها گدا نیستند. خانم سمیعی گفت. اگر کسی‌ پول دارد و هنوز گدایی می‌کند، پس فقیر است. ممکن است از نظر مالی فقیر نباشد، اما از نظر فکری فقیر است، و کسی‌ که از نظر فکری فقیر باشد بیشتر از کسی‌ که از نظر مالی فقیر است احتیاج به کمک دارد.

ایران بهادری
تورنتو ، 19 آگوست 2008 میلادی