|
■ سروده : کامران رحیمی
|
 من ، شما را به بیداری می خوانم. و پل بی خبری صحرای پشت سرتان راویران می کنم ! پس به بی خبری بازگشت نخواهید داشت ! من بیدار خوان هستم ! اینک راه دراز بیداری مقابلتان ! تا رسیدن به باغ سبز بیداری لحظه ای نخواهد بود ! هان ! بفرمائید اینک باغ بیداری ! شهد میوه هایش گوارایتان باد ! و تلخ وش هایش ، مایۀ عبرت و هشدارتان ! من بیدار خوان هستم ! بیدار خوان گلشن بیداری ! بیدار خوان پردیس ایرانی !
و ز گلشن بیداری و پردیس ایرانی تا ایوان مداین برایتان پل می زنم !!آنجاست ! مکان بهشت گم شده مان دریغا ، نخواهیم یافت ... وای ! چه بر بهشت گم شدۀ مان آوردند که تا ابد نا پیداست ! وای ! چه بر بهشت گم شده مان آوردند که به فغان آمد و دریغا گو شد و بگریست خاقانی ما در ویرانۀ ایوان مداین ما ... وای ! چه بر بهشت گم شدۀ مان آوردند که نسل اندر نسل با آه و افسوس در جستجویش خواهیم بود : به درازنای ابدیت ... چه بر بهشت گم شده مان آوردند که همچو کنده درخت بسوخت و دود شد و رفت به هوا ... چه بر حاصل صدها سال دسترنج نیاکان موحد مان آوردند که کل جهان هم بسوخت ... وای ! چه سبعیت هولناک تاریخی ای بود ...! وای ! چه ویرانگری موحش تاریخی ای : زیر لوای ایدئولوژی بر گرفته از ایدئولوژیها. آی ! بهشت گم شدۀ من ... آی ! بهشت گم شدۀ مان ... آی ... بغض من ...
کامران رحیمی سویس - مای 2008
 | یادآوری : مشهورترین بنایی که پادشاهان ساسانی ساخته اند ، قصری است که ایرانیان آن را ایوان مداین یا طاق کسری می نامند و اکنون خرابه های آن در نزدیکی شهر بغداد ، عراق قرار دارد که نمایانگر عظمت شهر تیسفون ( مداین ) پایتخت ساسانیان می باشد ، بطوری که یکی از شهرهای بزرگ و مهم جهان آن روزگار بود. خاقانی ، قصیده سرای بزرگ ایرانی ، در طول سفر به حج موفق به دیدن ایوان مداین گردیده و با وجود این همه قدمت ( کهنگی ) و ویرانۀ ایوان مداین ، تحت تاثیر عظمت آن قرار گرفته و در وصف ایوان مداین ، قصیده مشهور و عبرت انگیز خود را از لحاظ دیدگاه تاریخی و فلسفی ساخته که با مطلع زیر شروع می شود: هان ، ای دل عبرت بین از دیده عبر کن ، هان ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان در واقع ، ایدئولوژیهای گوناگون غربی همچون نازیسم ، فاشیسم ، ماتریالیسم و کمونیسم برای بشر امروزی حاصلی جز ویرانی به ارمغان نیآورده اند که تفاوت چندانی با ویرانۀ ایوان مداین ندارد.
|
|