spacer
spacer  
 
spacer
spacer
محمد سعیدی (1)
■ ویژه نامه محمد سعیدی   
فهرست صفحات
محمد سعیدی (1)
شرح حال همسرم ، مهندس محمد سعیدی
اولین آشنایی با محمد سعیدی
چند عکس یادگاری از محمد سعیدی
دو خاطره در مورد مهندس محمد سعیدی

دو خاطره در مورد مهندس محمد سعیدی

خاطره 1    سمینار روشهای آموزشی کودکان ناشنوا - بهار سال 1374 - تهران

اسلام یزدانی
اسلام یزدانی
اوایل بهار 1374 درست دراوج اختلافات میان طرفداران روش شفاهی درآموزش کودکان ناشنوا به سرکردگی آقای محمود پاکزاد دبیروقت کانون ناشنوایان ایران و طرفداران روش ارتباط کلی به رهبری آقای محسن لوح موسوی پدر زبان اشاره استاندارد فارسی ، متن فراخوانی جهت ارسال مقاله و شرکت درسمینار« روشهای آموزشی کودکان ناشنوا » که در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران برگزارمی شد ، به تبریزرسید ولی چون مهلت ارسال مقالات به اتمام رسیده ومن که مقالاتی درروزنامه های محلی وسراسری را درجهت حمایت ازروش «ارتباط کلی» که با شرایط و نیازهای ویژه کودکان ناشنوا کاملاً منطبق بوده ،‌منتشرکرده بودم ؛ بسیار ناراحت و مغموم شدم از اینکه نمی توانستم کاری انجام دهم .

با این همه ، من درموعد مقرر به همراه آقایان : شادروان چنگیز بایقره ( بنیانگزارکانون ناشنوایان آذربایجانشرقی ) ، فرید خسروی ، محمد رمضانی وشهامت به عنوان نمایندگان تبریز در سمینار شرکت کردیم .
برای اثبات حقانیت روش ارتباط کلی و کارآمدی آن ، جناب آقای لوح موسوی وهمکارانش زحمات بسیاری متحمل شده بودند تا این سمینار برگزارشود ولی متاسفانه خود آقای پاکزاد به رغم ارسال مقاله ، در سمینار حضور نیافت و اما نکته قابل اعتنا دیگر، تشریف فرمایی خانم ثمینه باغچه بان (دختر شادروان استاد جبارباغچه بان - بنیانگذار آموزش و پرورش ناشنوایان ایران) ازآمریکا به ایران و شرکت ایشان درهمایش ودفاع ازکاربرد روش ارتباط کلی بود که باعث شد من و دوستانم اُمیدواری خود را ازدست ندهیم .
با این همه ، وقتی که من فهمیدم قرار است آقایان روزبه قهرمان وشادروان مهندس محمد سعیدی که خدا قرین رحمتش نماید، از مشهد مقدس مقاله فرستادند لذا سخنرانی خواهند کرد، بسیارخرسند شدم .
دراین سمینار، خود آقای محسن لوح موسوی هم به ایراد سخنرانی پرداخت و خانم ایران بهادری رابط خوب ودلسوز ناشنوایان هم اُمور مترجمی را به نحو احسن انجام می داد ،اما آنچه جالب و قابل توجه بود ، ارائه مقاله مستند و متکی به آمار و ارقام توسط شادروان مهندس سعیدی بود که توانست عدم کارآیی روش شفاهی و بی ثمر بودن آن را در آموزش ناشنوایان با دلیل و برهان قاطع علمی و منطقی و به بهترین وجه ، به اثبات رساند . او آماری ازدانش آموزان ناشنوای هنرستانهای مشهد مقدس ارائه داده که نشان می داد هیچکدام ازاین بچه ها نمی توانند از روش شفاهی که به اجبار مورد استفاده قرار می گیرد ،بهره ای ببرند و معلوم می شد که هرگز صحبتهای شفاهی و توضیحات معلمان خود را متوجه نمی شوند !
ادای این جمله توسط آن شادروان که « ‌این درست است که با استفاده از روش شفاهی کودکان ناشنوا تا حدودی حرف زدنهای ناقص و ناکامل را یاد می گیرند ،اما این حرف زدنها به حرف زدنهای طوطی سخنگو می ماند ، چرا که طوطی هم خیلی خوب حرف می زند ، اما مغزش ازمفاهیم خالی است و نمی داند چه می گوید و فقط تقلید می کند ...» ، باعث کف زدنها و تشویق بی امان توسط تمام حضار و حتی طرفداران روش شفاهی و مخالفان روش ارتباط کلی نیزگردید وجمعیت برای مدتی با کف زدنهای متوالی او را تشویق می کردند .
درآن لحظه که من در میان جمعیت نشسته و درحال کف زدن بودم ، ناگهان نگاهم به آقای محسن لوح موسوی افتاد که در ردیف جلو نشسته بود و ازآنچه دیدم ، به قدری شاد و مسرور شدم که برای مدتی ، غم ناشی از تحمیل روش شفاهی بر کودکان ناشنوا و نیز عدم ارائه مقاله توسط خودم را فراموش کردم ، چرا که آقای محسن لوح موسوی با رضایت خاطر و شادمانی تمام ، داشت برای شادروان مهندس محمد سعیدی دست می زد ... روحش شاد و راهش پررهرو باد .

 

خاطره 2     همایش رؤسای کانونهای ناشنوایان کشور - بهار 1385 - مشهدمقدس


در اُردیبهشت 1385 ، آقای مهندس محمد سعیدی رئیس وقت کانون ناشنوایان خراسان وهمکارانش متحمل زحمات طاقت فرسایی شده بودند تا هشتمین همایش رؤسای کانونهای ناشنوایان کشور را به بهترین وجه در مشهد برگزار نمایند و الحق که این همایش ازهر لحاظ جز و بهترین همایشهایی بود که تا آن زمان توسط تشکلهای ناشنوایان درسطح کشور برگزار می گردید.


ازمراغه قرار بود من بعنوان رئیس کانون بهمراه نایب رئیس کانون خانم آمنه اسکویی اصل «همسراینجانب» دراین همایش شرکت نماییم و چون برنامه پروازها به گونه ای بود که یک روز قبل از موعود مقرر و راس ساعت 9 شب به مشهد می رسیدیم ؛ بنابراین برای جلوگیری از بروز هرگونه مشکل و سرگردانی درمشهد ، یک روزقبل ازپروازبا کانون ناشنوایان آن شهر تماس گرفتیم و آقای سعیدی گفتند که ما نگران نباشیم و مشتاقانه منتظرما خواهند بود تا مشکلی برایمان پیش نیاید وقراربراین شد به محض فرود درفرودگاه مشهد یکراست با تاکسی به کانون برویم و در آنجا ایشان ترتیب کارها را بدهند.

اما متاسفانه در روز حرکت به علت تاخیر هواپیما ، ما حدود ساعت 11 شب به مشهد رسیدیم و پس ازبحث وگفتگو، به این نتیجه رسیدیم که حتما آقای مهندس سعیدی وهمراهانش با توجه به تاخیر بیش ازحد ما ، راه خانه را در پیش گرفته ورفته اند ؛ به همین جهت ، ما تصمیم گرفتیم به خانه معلم مشهد برویم و با استفاده ازکارت شناسایی معلمی خودمان ، شب را درآنجا بگذرانیم . عصرفردای آن روزکه به محل همایش رسیدیم ، دربدو ورود ، با استقبال گرم آقای سعیدی و دوستانش روبرو شدیم .

مهندس محمد سعیدی ضمن خوشامد گویی گفت که دیشب تا پاسی ازشب گذشته درکانون منتظر ما بوده و نگران شده بود که شاید خدای نکرده اتفاقی برایمان افتاده باشد !

من با شنیدن این حرف خیلی ناراحت شدم و با اظهارشرمندگی فراوان ، از مهندس سعیدی معذرت خواسته و دلایل نیامدنمان را توضیح دادم و گفتم که شب را درخانه معلم گذرانده ایم . مهندس سعیدی تنها با لبخندی ساده و دلنشین ، پاسخ عذر خواهی مرا داد. اما من هروقت به یاد این موضوع می افتم که مهندس محمد سعیدی علیرغم مشغله فراوان و اینکه می بایست خود را برای استقبال از مهمانان در روز بعدی و برگزاری همایش سه روزه آماده می کرد ؛ اما درکمال جوانمردی و بزرگواری تا پاسی ازشب به انتظار ما نشسته بود ، خیلی ناراحت می شوم و از خودم بدم می آید. بخصوص که این اواخر مهندس محمد سعیدی دارفانی را وداع گفته و به دیار حق شتافته است ؛ یادآوری این موضوع بیش ازپیش اذیتم میکند. هرچند که می دانم او کوچکترین رنجشی از این موضوع پیدا نکرده بود ...... روحش شاد ونامش جاودانه باد .


اسلام یزدانی
رئیس کانون ناشنوایان مراغه




 
spacer
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بنیاد پژوهشهای ناشنــوایــان ایــران می باشد .
Developed By Mambolearn Group

این صفحه در مدت زمان 0.000017 ثانیه پردازش شد