gototopgototop
English French German Italian Portuguese Russian Spanish

مقالات

ارتباط

نوشته های انتخابی

از مدرسه ما تنها تابلویی مانده است

article thumbnail

ضمیمه دو زندگینامه ثمینه باغچه بان- پیر نظر چندی پیش خانم ثمینه باغچه بان مصاحبه جالبی داشتند. و من فکر کردم  [ ... ]


ادامه ...
 

چهره های ماندگار

خانه
ثمین باغچه بان چاپ
■ وِیژه نامه ثمین باغچه بان   
 
 
Without Baghcheban's Family, It Would NEVER Have Happened!
  
I am writing this article to pay my respects to Samin Baghcheban.  I recently received the sad news that he died.  Samin Baghcheban was the son of the late Jabbar Baghcheban, founder of Iranian Deaf education.  Samin's sisters, Samineh and Parvane are the surviving members of the Baghcheban family.  We, Iranian Deaf community members would like to give them our sympathy for Samin's death.  He passed away while he was living with his wife and son, away from Iran.  Samin's contributions to the Iranian and Turkish communities consisted of poetry and music literature for the appreciation of hearing Iranians. Samin wrote his book called "Diaries of My Father". It really helped Iranian community to understand how Jabbar survived with his family prior to establishment of Deaf Education in Iran.
 
Jabbar and his family were originally from Irvan, Armenistan, which was previously a part of Russia.  They moved to Iran.  They became part of Iranian history when Jabbar founded Iranian Deaf education in complete isolation from the rest of the world.  He developed from scratch pedagogical methods for teaching Deaf students.  He taught Deaf students how to pass our knowledge to the next generation of Deaf children.  He taught us how to preserve our Deaf heritage.  I believe that we Deaf Iranians would still be in the Dark ages of illiteracy if Jabbar and his family had chosen to move to a different country.  Iranian Deaf people are blessed because of Jabbar Baghcheban.  He will forever be part of our Deaf folklore.
 
 
Abbas Ali Behmanesh
President of Iranian Deaf Studies Foundation

 

بدون خانوادۀ باغچه بان ، این طور پیش نمی آمد !
نوشته : عباس بهمنش

من این نوشته را به مناسبت گرامیداشت ثمین باغچه بان می نویسم. اخیراً من اخبار غمگینِ مرگ او دریافت کردم.
ثمین باغچه بان پسرِ جبار باغچه بان ، بنیانگذار آموزش ناشنوایان در ایران بود.
خواهرانِ ثمین یعنی ثمینه و پروانه جزو اعضای خانوادۀ باغچه بان هستند.
ما ، اعضای جامعه ناشنوایان ایران ، تمایل داریم که همدردی خودمان را با آنها در میان بگذاریم.
ثمین باغچه بان موقعی که با همسرش و پسرانش و به دور از ایران زندگی می کرد ، درگذشت.
ویژه نامۀ ثمین باغچه بان ، یک نوع تقدیر و قدردانی از او است که با موسیقی و ادبیات به جوامع ایرانی و ترکی خدمت کرده بود.
ثمین کتابش تحت عنوان " چهره هایی از پدرم " را نوشت. این کتاب واقعاً به جامعه ایران برای آشنایی با نحوۀ زندگی جبار با خانواده اش با تکیه بر ایجاد آموزش ناشنوایان در ایران ، کمک می کند.
جبار و خانواده اش اصلاً از شهر ایروان - ارمنستان که سابقاً بخشی از جمهوریهای شوروی بود، هستند. آنها به ایران کوچ کردند و به صورت بخشی از تاریخ ایران درآمدند از وقتی که جبارآموزش ناشنوایان را در ایران ، آنهم بدون داشتن هرگونه سابقه ارتباط با دنیا ، بنیان نهاد.
جبار روشهای آموزشی به دانش آموزان ناشنوا را گسترش داد و به آنها آموزش داد که چگونه دانش را به کودکان نسل بعدی ناشنوا منتقل سازند.
من معتقدم که اگر جبار و خانواده اش به یک جایی دیگر کوچ می کردند ، ما ناشنوایان همچنان در دورۀ تاریکِ بی سوادی به سر می بردیم.
ناشنوایان ایران همیشه سعادت خودشان را مدیون جبار می دانند. او برای همیشه به صورت بخشی از فولکلور ( فرهنگ عامه ) ناشنوایان ایران خواهد ماند.

عباس بهمنش
رئیس بنیاد پژوهشهای ناشنوایان ایران

 
 

آیتم های مرتبط