spacer
spacer  
 
spacer
spacer
زبان اشاره فارسی ، حق مسلم کودکان ناشنوای ایران
■ پژوهشگر : روزبه قهرمان   

 تقدیم به پدر و مادر گرامی خودم " محمد و فرشته قهرمان " که به من آزاد اندیشی آموخت

هلن کلر  Helen Keller  زن اعجاب انگیز عصر ما با اینکه از نعمت بینایی و شنوایی محروم بود اما با کمک اراده آهنین و پشتکار شگفت آور خود توانست بر مشکلات غلبه کند و مورد تحسین و تشویق مردم سراسر جهان قرار گیرد. افرادی که کلام هلن کلر " گفتار اولین حق مسلم کودک ناشنوا است " را سر لوحه کار قرار می دهند و به کرات از نقل قول او سود می جویند و روش آموزش ناشنوایان ایران را بر " تکلم " پی ریزی می کنند ، باید بدانند که هر ناشنوا اولین آرزویش " داشتن تکلم درست و قابل فهم " است و هیچ خانواده ناشنوایی منکر این مساله نیست. اما علیرغم این که با پیشرفتهایی که در زمینه تهیه وسایل کمک آموزشی و عمل جراحی کاشت حلزون و تربیت افراد متخصص رشته گفتار درمانی بدست آمده است ، ناشنوایان مادرزادی هیچوقت همانند افراد عادی دارای گفتار بدون نقص نمی شوند.
در نتیجه ، فدراسیون جهانی ناشنوایان که با شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل و سازمان یونسکو ارتباط سازمانی دارد ، زبان اشاره را به عنوان زبان اول ناشنوایان دانسته و تکلم همراه با اشاره را که روش  " ارتباط کلی " نام دارد ، اساس کار آموزش ناشنوایان قرار داده است.

بنابر این باید متذکر شد که نقل قول گفته هلن کلر که احتمالا بدون توجه لازم به موازین علمی و تاریخی در ایران مورد استفاده قرار می گیرد ، قابل تامل و بررسی است. زیرا هلن کلر قریب ده جلد کتاب و همچنین مقالات متعدد برای مجلات نوشته است. از آنجا که ممکن است ذهن و افکار هر انسان در حال تغییر و تاثیر پذیری باشد ، نباید اعتبار نوشته های کتابها را همیشگی دانست.

تا وقتی که تمام گفته ها و نوشته ها بر حسب تاریخ تقریر یا نگارش مرتب و ترجمه نشوند ، به درستی آشکار نمی گردد از کلام آنها  کدام ناسخ (معتبر) است و کدام منسوخ (باطل) ؛ و همچنین کلام آخر در چه و کدام جهت است.
از این رو ، ترجمه کردن تمام نوشته های هلن کلر در زمینه ناشنوایان بر حسب ترتیب تاریخ ، حسن دیگری هم دارد و آن این است که خواهیم توانست سیر تحول تدریجی نظری او را به خوبی بازشناسیم.

در صورتی که تاکنون فقط  یک کتاب از هلن کلر به نام " داستان زندگی من " توسط خانم ثمینه باغچه بان در ایران ترجمه شده است. جالب این است که خود خانم باغچه بان به عنوان مترجم کتاب یاد شده ، در ملاقات حضوری با اینجانب در اردیبهشت سال 1381 ، درباره استفاده ابزاری مسئولان سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور از کلام هلن کلر بر علیه زبان اشاره فارسی ناشنوایان اظهار تاسف کرده اند.
آزاد اندیشی به معنی این است که از مقدس جلوه دادن کسی یا چیزی به قید نیفتیم. متاسفانه بعضی تلقین می کنند که اگر غیر این را بگویی و بیندیشی ، جاهل هستی !
در صورتی که اساس کار باید انسانیت و علم باشد. همچنین نباید ضد ارزشها ملاک تشخیص ما شود که در بست قبول کردن نظریات و گفته ها و آثار بزرگان ، به معنای این است که مسایل را در ابهام نگه داریم و برای روشن شدن آنها حداقل خودمان کاری نکنیم.
تشنگان حقیقت همیشه به دنبال حرفهای تازه اند تا درباره آنها فکر کنند و همچنین به دنبال تجربه ای جدید برای تایید و یا تکذیب هستند.
البته نکته مهم این است که اگر یک دانشمند نظریاتش طوری بود که دیگران نتوانستند آن را بپذیرند ، نباید قدر و قیمت علمی او را مورد تردید قرار داد. به عنوان نمونه کسی مانند : شیخ طوسی که هم کتاب تفسیر نوشته و هم کتاب فقه ، از هر نظر جامع بود. اما می بینیم که نظرات او در اول فقاهت در کتاب " النهایه " با آنچه در فقاهتش در آخرین کتاب به نام " المبسوط " نوشته ، باهم فرق داشته است.

آری ! ذهن و افکار هر انسان در دوران مختلف زندگی تحول و دگرگونی دارد و رو به کمال می رود و هر فکر باندازه ای که استدلال همراهش باشد ، ارزش پیدا می کند و باقی می ماند.

در این زمینه ، قرآن در سوره رعد آیه 17 چه زیبا می فرماید:
" چیزی که به درد مردم نمی خورد ، در زمین نمی ماند ".

البته من در این نوشته نمی خواهم ارزش وجودی هلن کلر را پایین بیاورم و فراموش کنم که او یک دانشمند بود در دنیای ناشنوایان و نابینایان ؛ اما معتقدم هرگاه خواستیم مطلبی از کسی نقل کنیم و یا حرفهایی به او نسبت دهیم ، باید توجه کافی داشته باشیم که تاریخ اظهارنظر در چه دورانی و در کدام مرحله از زندگی آنها بوده است ؛ در غیر این صورت ، کارمان فاقد هر گونه ارزش علمی خواهد بود.

'گراهام بل - هلن کلر
'گراهام بل - هلن کلر
از باب نمونه دست اندرکارانی که بارها این گفته الکساندر گراهام بل
Graham Bell Alexander را که " ناشنوا باید تکلم بیاموزد، ناشنوای بدون تکلم هرگز نمی تواند عضو واقعی جامعه بشری باشد " ،  مورد استفاده قرار داده اند ؛ روشن نکرده اند که آیا نظر مخترع تلفن که همسری ناشنوا داشت ، این بوده که از ناشنوا گفتار بدون اشاره بخواهید و یا اینکه می توان بدون هیچ ارتباطی و یا اشاره ای ، گفتار را به ناشنوا آموخت؟

اگر فرض کنیم که گراهام بل همانند هلن کلر تکلم بدون اشاره را برای ناشنوا خواسته است ، نظری ناقص و نادرست است که امروز نمی شود بر آن صحه گذاشت و باید بر راههای جدیدی که کارشناسان آموزشی دنیا بآن دست یافته اند ، توجه بیشتری مبذول داشت از جمله روش ارتباط کلی (تکلم و اشاره باهم). به خصوص متخصصان آموزشی کشور آمریکا که موطن هلن کلر و آلکساندر گراهام بل می باشد ، اکنون اذغان دارند که نظریات نامبردگان  بر علیه زبان اشاره آمریکایی از اصالت علمی برخوردار نیستند.

شاید به دلیل اینکه هلن کلر نابینا بود ، ارزش دنیای اشارات ناشنوا را ندیده و به خوبی درک نکرده است. بنابر این در کنار " گفتار " ، از " اشاره " به عنوان حق مسلم کودکان ناشنوا اسمی نبرده است.

همانطور که می دانیم کارشناسان سازمان یونسکو بعد از تحقیقات معتبر ، در سال 1994 میلادی اعلام کردند که " اشاره " در جوامع قدیم و امروزی نقش داشته و خواهد داشت.

آری ! " اشاره " و " تکلم " واقعا مکمل یکدیگرند ، گویی که حرکات جزء ذاتی  و ضروری ارتباط هستند و بدون آن ، ارتباط برقرار نمی گردد.

به قول صائب تبریزی ( شاعر نامدار و پرچمدار سبک هندی در قرن یازدهم هجری ) :

امید من به خاموشی ، یکی ده گشت تا دیدم     که سامان می دهد دست از اشارت ، کار لالان را

در نتیجه ، امروز نمی توان گفته های هلن کلر و گراهام بل را ملاک کار قرار داد.
همچنین تا وقتی که تاریخ اظهار نظر آنها مشخص نشده باشد ، هر گونه پاسخی به آن بی فایده خواهد بود.

اگر فرض کنیم که هلن کلر و گراهام بل اینگونه گفته ها را در دوران آخر عمرشان یعنی در اوج شهرت بر زبان آورده باشند. بازهم باید روی آن به طور دقیق بحث و مطالعه کرد و نتیجه صحیح و کلی را از ناشنوایان مطلع و صاحب نظر بویژه آقای محسن لوح موسوی گرفت زیرا آنها الحق با مشکلات کودکان ناشنوا بیشتر آشنا هستند تا دیگران (بخصوص کارشناسان آموزش و پرورش استثنایی که با زبان اشاره فارسی ناشنوایان میانه خوبی ندارند).
این گونه افراد باید بدانند که فقط دخالت دادن نظرات خودشان در سیستم آموزش ناشنوایان ایران آنهم بدون رعایت جوانب ، نتیجه خوبی به دنبال نمی آورد. از جمله نوشته جنجال برانگیز آقای محمود پاکزاد که در قبل از انقلاب اسلامی ، ریاست دفتر کودکان استثنایی کشور را به عهده داشت ، که می گوید : "هیچ صدایی در دنیا خوش آهنگ تر از صدای کودک ناشنوایی که سخن می گوید ، نیست. آنانکه در طریق تکلم او کوشش لازم را مبذول ندارند نه تنها به ناشنوایان بلکه به عالم بشریت خیانت کرده اند، زیرا انسانی را از یکی از حقوق مسلم خویش محروم نموده اند. "
در حالیکه ایشان که ظاهرا دنیای سکوت ناشنوایان را برای یک لحظه لمس نکرده اند ، متوجه نیستند که بین " یادگیری زبان " و " اکتساب " آن تفاوت زیادی وجود دارد.
به همین دلیل ، ناشنوایان زبان فارسی را به طور نا خود آگاه نمی توانند بیاموزند بلکه باید آموزش های لازم را ببینند تا آن زبان را به خوبی و به طور مرحله به مرحله یاد بگیرند.
در صورتی که زبان اشاره فارسی در همان روز اول ورود به مدرسه ناشنوایان ، از همکلاسان ناشنوا یاد گرفته می شود ، آنهم داوطلبانه و بدون کمک از معلمان !!!
در نتیجه ، " زبان اشاره فارسی " اکتسابی و زبان اول ناشنوایان است و " زبان فارسی (گفتاری) "یاد گرفتنی و زبان دوم ناشنوایان است.
فدراسیون جهانی ناشنوایان که کانون ناشنوایان ایران در روز 27 آوریل سال 1992 میلادی به عضویت رسمی آن در آمده است ، این نکته را به خوبی درک کرده و به تمام مراکز آموزشی ناشنوایان جهان به طور رسمی توصیه کرده که علاوه بر تکلم ، باید از زبان اشاره برای آموزش به کودکان ناشنوا استفاده شود. با پذیرفتن این توصیه توسط کشورهای پیشرفته ، روش " تکلم بدون اشاره " که روش ناقص و قدیمی است ، کنار گذاشته شده است.

 آری! ناشنوایان می توانند انسانهای متفکر و تحصیل کرده ای بشوند ولی نمی توانند انسانهایی گویا و بدون نقص گفتار بشوند چون گویش با شنوایی ارتباط مستقیم دارد. اما متاسفانه عده ای هستند که برای به کرسی نشاندن نظر نادرست خودشان ، تا مرحله حذف زبان اشاره فارسی که به حقیقت زبان اول ناشنوایان ایران است ، پافشاری می کنند.

آری! هرجا اثری از زبان اشاره فارسی باشد ، باید سرکوب شود !

اما باید دانست این نوع تفکر نادرست مطابق " جبر تاریخ " محکوم به زوال و ازبین رفتنی است. همانطور که فدراسیون جهانی ناشنوایان و سازمان یونسکو آن را طرد کرده اند.

روزی خواهد رسید که در ایران ، ناشنوایان مادر زادی به حقوق اولیه خود از جمله دفاع از زبان اشاره فارسی آگاهی پیدا خواهند کرد و در مقابل تحمیل تفکر نادرست خواهند ایستاد. زیرا اشاره و تکلم واقعا مکمل یکدیگرند و چنان بهم پیوسته و نیازمند یکدیگر هستند که یکی بدون دیگری کامل نیست. از این رو ، همانطور که یک معلم نابینا " خط بریل " وسیله کار اوست ، یک معلم ناشنوا هم باید اشارات ناشنوا را برای تفهیم بهتر مطالب درسی فرا گیرد.

شعبه موسسه کانادایی هلن کلردر هفته گذشته ، تابلوی "  شعبه موسسه کانادایی هلن کلر " را در هنگام حرکت به سوی منزل خودم به طور تصادف دیدم و از روی کنجکاوی وارد دفتر این مرکز شدم و ضمن دیدار با خانم مسئول ، با سرویس دهی مرکز یاد شده به افراد نابینا ناشنوایی ( دو معلولیتی )  آشنا شدم. 

آنچه جالب بود این است که در یکی از اتاقهای آموزشی مرکز ، تابلویی با نقل قول از هلن کلر را دیدم که می گوید :
"Blindness cuts people off from things. Deafness cuts people off from people."
نابینایی باعث جدایی افراد از اشیاء می شود. ناشنوایی باعث جدایی افراد از افراد (همدیگر) می شود.

من به خانم مسئول مرکز مذکور گفتم که نظر هلن کلر صحیح به نظر نمی آید. چون من با اینکه ناشنوا هستم ،  با کمک زبان اشاره آمریکایی و یا زبان انگلیسی نوشتاری می توانم با شما ارتباط بر قرار کنم. آیا درست نگفتم؟

خانم مسئول با خنده خاص پاسخ داد : " منهم با حرف هلن کلر موافق نیستم اما چه کار کنم؟ خانم هلن کلر وصیت کرده بودند  که برگزیده نظریات مهم ایشان در تمام شعبات موسسه او ذکر شود. "
منهم متقابلا با خنده حکایت بزرگ نمایی نظریات نادرست هلن کلر در وطنم ، کشور ایران را که اکنون در کشورهای آمریکا و کانادا دیگر مورد توجه نیستند ، برای ایشان تعریف کردم که ضمن اظهار تاسف ، گفتند:
"به امید روزی که واقع بینانه تر به کودک ناشنوا نگاه کنیم و او را همانطور که هست ، بپذیریم. نه آنطوری که می خواهیم. "

Tipیاد آوری :
بخشی از مطالب فوق قبلا تحت عنوان " زبان اشاره ، مکمل گفتار " در صفحه یازدهم روزنامه اطلاعات به تاریخ یکشنبه 29 بهمن 1374 چاپ شده است .

 
spacer
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بنیاد پژوهشهای ناشنــوایــان ایــران می باشد .
Developed By Mambolearn Group

این صفحه در مدت زمان 0.000019 ثانیه پردازش شد