|
■ پژوهشگران: عباس بهمنش و روزبه قهرمان
|
|
صفحه 3 از 3
نتیجــه گیــری Conclusion
با نگاهی به نوشته های محققانه عباس بهمنش و روزبه قهرمان در می یابیم که:
1) ناشنوایان کانادا همانند ایران بیشتر به طرف اختلاف و تفرقه تمایل دارند تا اتحاد و همبستگی. بنابراین فقط ناشنوایان کشورهای جهان سوم نیستند که چنین مشکلات را دارند.
2) بر خلاف کشور آمریکا ، ناشنوایان کانادا برای به رسمیت شناختن زبان اشاره های آمریکایی و کبکی به عنوان زبان اشاره مادری شان باید همچنان مبارزه کنند. ناشنوایان ایران هم این طور هستند و آنها برای درک اهمیت زبان اشاره فارسی توسط دولت ، باید همچنان تلاش کنند.
3) در کشور کانادا ، انواع ناشنوایی به خوبی تعریف شده و موقعیت اجتماعی آنان در نزد مسئولان کشور به خوبی مشخص شده است. در کشور ایران ، هنوز چنین روند طی نشده است.
4) افراد شنوا در کشورهای کانادا و ایران همچنان بر جامعه ناشنوایان تسلط دارند و برای آنان تصمیم می گیرند بدون اینکه با نمایندگان جامعه ناشنوایان مشورت کنند و از نظرات کارشناسی شده و پیشنهادات آنان استفاده کنند.
5) اتحاد و همبستگی میان افراد دارای انواع ناشنوایی در کشورهای کانادا و ایران به منظور افزایش توانایی در راستای احقاق حقوق شان باید مورد توجه قرار گیرد البته نباید به قیمت کمرنگ و یا نابود شدن فرهنگ (هویت) ناشنوایی تمام بشود، یعنی قدرت اصلی مدیریت انجمنهای ناشنوایان کانادا و ایران باید همچنان در دست افراد ناشنوایی که دارای فرهنگ (هویت) ناشنوایی به طور کامل صد در صد می باشند و به زبان اشاره ناشنوایان تکلم می کنند ، باقی بماند.
|