spacer
spacer  
 
spacer
spacer
تفــــــــرقه
■ پژوهشگران: عباس بهمنش و روزبه قهرمان   
فهرست صفحات
تفــــــــرقه
واژه جدید (ناشنوا شده) Deafened
نتیجه گیری Conclusion

واژه جدید" ناشنوا شده"Deafened
پژوهشگر: روزبه قهرمان

به تازگی در کشور کانادا گفتگو هایی درباره انواع ناشنوایی از لحاظ تعریف علمی صورت می گیرد.
به طور کلی در زبان انگلیسی ، طبقه بندی ناشنوایی به شرح زیر است:
1) ناشنوا Deaf
در هنگام تولد ، فاقد هر گونه قوه شنوایی می باشد و یا باقیمانده شنوایی اش قابل توجه نیست لذا فرهنگ (هویت ) ناشنوایی را به طور کامل ، صد درصد از خود نشان می دهد.

2) نیمه شنوا (سخت شنوا) Hard Of Hearing (HOH)I
در هنگام تولد ، صداها را به طور ضعیف و یا ناقص دریافت می کند ، یعنی دچار اختلالات شنوایی است و به مرور زمان ، دچار افت شنوایی می شود. به این ترتیب دارای نصف ، یعنی حدود پنجاه درصد از فرهنگ( هویت ) ناشنوایی می باشد.

3) شنوا که بعدا ناشنوا می شود Deafened
در هنگام تولد از نعمت شنوایی سالم و کامل برخوردار است و دوره زبان آموزی را گذرانده و در میان افراد شنوا بزرگ شده است ؛ تا این که بر اثر پیشامد های گوناگون مانند بیماری یا سقوط از بلندی ، تمام و یا بیشتر قوه شنوایی خود را به طور ناگهانی از دست می دهد و به مرور زمان که همراه با حالات افسردگی و کناره گیری از اجتماع است ، حدود بیست درصد از فرهنگ (هویت) ناشنوایی را از خود نشان می دهد.
برای واژه جدید انگلیسی Deafened که به تازگی رایج شده است ، هنوز معادل فارسی نداریم. من فعلا واژه " ناشنوا شده " را برای آن در نظر گرفتم.
البته برای رفع هر گونه پیش داوری ، باید بگویم که افراد ناشنوا شده بر اساس زمان از دست دادن ناگهانی قوه شنوایی شان ، دو دسته هستند:
1) افرادی که در دوران کودکی ناشنوا شده اند. اینان چون دوره ابتدایی را در محیط ناشنوایان، یعنی دبستان باغچه بان و امثال آن گذرانده اند ، با زبان اشاره ناشنوایان به خوبی آشنا هستند ؛ لذا تا نصف یعنی پنجاه درصد از فرهنگ (هویت) ناشنوایی تاثیر می پذیرند.
2) افرادی که در دوران بزرگسالی قوه شنوایی شان را به طور ناگهانی از دست داده اند. این دسته چون خصوصیات و حالات رفتاری شان قبلا در جامعه افراد شنوا شکل گرفته است ، با زبان اشاره ناشنوایان به خوبی آشنا نیستند و با وجود این که به جامعه ناشنوایان ، همچون هنرستان ناشنوایان و کانون ناشنوایان ایران و امثال آن راه می یابند ، در حد کم، یعنی حدود بیست درصد از فرهنگ (هویت) ناشنوایی را از خود نشان می دهند.


در اروپا و آمریکای شمالی و ژاپن ، ناشنوایان و نیمه شنواها انجمن جداگانه دارند، چون شرایط و نوع فرهنگ و حالات ناشنوایی از لحاظ شدت و پایداری باهم متفاوت است. همچنین افراد ناشنوا شده Deafened که غالبا احساس سرخوردگی و طرد از جامعه شنواها را دارند ، برای خودشان دارای گروه مستقلی هستند. برای نمونه ، آدرس وب سایت های این دو گروه مهم در کشور انگلستان در زیر آورده می شود:

انجمن ملی ناشنوایان انگلستان

انجمن ملی ناشنوا شده های انگلستان

در کشور کانادا ، دادستان عالی کشور در هنگام تصویب و صدور یک لایحه قانونی مهم درباره پرداخت اجباری هزینه حق الزحمه رابطان زبان اشاره ناشنوایان در دادگاهها توسط دولت فدرال ، هر سه گروه جداگانه یعنی ناشنوا ، نیمه شنوا و ناشنوا شده را به صورت سه هویت مستقل مورد خطاب قرار داده است.

در کشور ما ، یعنی ایران ، افراد هر سه گروه ( ناشنوا - نیمه شنوا - ناشنوا شده ) فاقد هر گونه تعریف مشخص و هویت مستقل و جداگانه از هم می باشند و در مکان های مخصوص ناشنوایان همچون شعبات کانون ناشنوایان ایران و انجمن خانوادگی ناشنوایان ایران جمع شده اند. در نتیجه مسئولان کشور متاسفانه با دیدن رئیس فلان شعبه کانون ناشنوایان که درمرحله بزرگسالی ناشنوا شده است ، به طور اشتباه خیال می کنند که تمام ناشنوایان مانند رئیس آن شعبه کانون خیلی خوب حرف می زند ؛ لذا هیچ مشکلی در اجتماع و آموزش و اشتغال ندارند . در نتیجه ، لزومی برای به رسمیت شناختن زبان اشاره فارسی به عنوان زبان مادری ناشنوایان ایران نمی ببینند.
یکی از موارد ضرر این است که مسئولان کشور ما با دیدن افراد ناشنوا شده که دارای گفتار خوبی می باشند و به عنوان رابطان ناشنوایان در جلسات مهم همچون گردهمایی روسای کانونهای ناشنوایان سراسر کشور حضور می یابند و اشارات سخنرانان ناشنوا را به زبان گفتاری برای حضار شنوا ترجمه می کنند و یا بالعکس گفتار سخنرانان شنوا را به زبان اشاره بر می گرداند ، به طور اشتباه نتیجه می گیرند که جامعه ناشنوایان به دوره تربیت رابطان ناشنوایان احتیاج ندارند ، لذا احتیاجی به اختصاص بودجه برای راه اندازی دوره تربیت رابطان نیست. در نتیجه ، جایگاه دوره تربیت افراد شنوا برای گماردن به شغل رابطان ناشنوایان در ایران ، خدا نکرده کم کم به فراموشی سپرده می شود. چون افراد ناشنوا شده تا حدودی جای رابطان ناشنوایان را که از میان افراد شنوا انتخاب می شوند ، گرفته اند؛ هرچند نیت شان خدمت به جامعه ناشنوایان است.

با نگاهی به تاریخ کانون ناشنوایان ایران (تاسیس شده در سال 1339 شمسی ) ، در می یابیم که قرار گرفتن یک فرد ناشنوا شده که در بزرگسالی قوه شنوایی خود را به طور ناگهانی از دست داده است و اصولا میانه خوبی با زبان اشاره فارسی ناشنوایان را ندارد ؛ در راس ریاست کانون ناشنوایان آنهم به مدت بیست و هفت سال ، چه زیان هایی به جامعه ناشنوایان ایران وارد ساخته است.

در واقع، به نظر من اگر همت و جانفشانی های بزرگمردانی که در گروه پژوهش و توسعه زبان اشاره فارسی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی کشور فعالیت می کردند ، همچون آقایان محسن لوح موسوی ، رضا قلی شهیدی ، حبیب تهرانی زاده ، مرتضی پیروزی ، رضا محمودی و خانم ایران بهادری نبودند ؛ فرهنگ (هویت) ناشنوایی به خصوص اهمیت جمع آوری اشارات فارسی در ایران تا حدود زیادی نابود می شد .
ناشنوای صاحب نظری که در بزرگسالی قوه شنوایی خود را به طور کامل از دست داده و وارد محیط ناشنوایان یعنی هنرستان ناشنوایان و سپس کانون ناشنوایان ایران شده ، به درستی ضرر حضور چنین شخصی آنهم در سمت ریاست کانون ناشنوایان ایران را تشخیص داده و در نامه ای خطاب به من در 74/11/25 از تهران به مشهد فرستاده ، بیان کرده است:
"قبول بفرمایید که مبارزه سختی در پیش روی داریم. کانون ناشنوایان تهران از وجود یک غده سرطانی خطرناک رنج می برد و لازمه ریشه کنی این غده نیز یک انقلاب و دگرگونی ریشه ای است که طبیعتا چنین جریاناتی را نیز بهمراه دارد و البته ما و دوستانمان با منطق و بردباری و در جهت نیل به هدف نهایی چنین مصائبی را تحمل می کنیم و صد البته دلگرمیمان به این است که دوستان فهیم و پرکاری چون شما را در جبهه خویش داریم".

لیزا کاپنین
لیزا کاپنین

رئیس فدراسیون جهانی ناشنوایان که خانم لیزا کاپنین Liisa Kauppinen نام دارد ، برای شرکت در سمینار بین المللی " بررسی روشهای موثر در آموزش ناشنوایان " که در تیر 1374 در محل دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی کشور برپا شده بود ، به ایران سفر کرد که بعد از مشاهده نابسامانی و اختلافات در زمینه سیستم آموزشی ناشنوایان در ایران ، عاقلانه در آخرین روز اقامت تقاضای بازدید از محل کانون ناشنوایان ایرانواقع در فلکه دوم صادقیه برای دیدار با رئیس و دبیر کل کانون را می کند . محمود پاکزاد (دبیر کل کانون )در این دیدار حضور نداشته و دو مشاور شنوای او یعنی آقای سید حسین ماهباز و خانم روزیک شهبازیان و همچنین خود رئیس ناشنوا شده کانون یعنی هادی معیری حضور داشتند که هیچ کدام نمی توانستند زبان اشاره بین المللی و حتی زبان اشاره فارسی ناشنوایان را به خوبی ادا کنند ، بدرستی می گوید:
لیزا و هادی معیری در کانون ناشنوایان
لیزا و هادی معیری در کانون ناشنوایان ایران
" کانون ناشنوایان ایران با چنین اشخاصی که مسئولیت کانون ناشنوایان ایران را به دست گرفته اند ، چطور می تواند برای احقاق حقوق کودکان ناشنوای ایرانی از جمله به رسمیت شناختن زبان اشاره فارسی تلاش بکند؟ "
کسی هم جواب قانع کننده ای نداشت که خطاب به رئیس فدراسیون جهانی ناشنوایان بر زبان بیاورد.

البته باید بگویم که نه تنها در کانون ناشنوایان تهران ، بلکه در سایر شعبات کانون نیز چنین مشکلات و گرفتاری ها و دردسری ها دیده می شود که به خاطر وجود اصطکاک میان خود ناشنوایان و افراد ناشنوا شده که در بزرگسالی قوه شنوایی خودشان را به طور ناگهانی از دست داده اند ؛ پیدا شده است .
این طبیعی است چرا که این دو گروه از نظر حالات رفتاری و فرهنگ (هویت) ناشنوایی خیلی باهم تفاوت دارند( با توجه به گروه دیگر همچون نیمه شنوایان) و این موضوع یک مقاله جداگانه می طلبد.

کینگ جوردن
کینگ جوردن
مورد تازه ای در دانشگاه گالادت پیش آمده است به این شرح که فرد ناشنوایی با نام کینگ جوردن king Jordan بعد از هفده سال ریاست آن دانشگاه در مهر 1385 بازنشسته شد و خانمی ناشنوا شده که در مدرسه عادی درس خوانده بود ، به ریاست دانشگاه گالادت رسید. اما دانشجویان ناشنوا مخالفت کردند و گفتند: ما فقط یک رئیس ناشنوا برای دانشگاه گالادت که تنها دانشگاه مخصوص ناشنوایان در دنیاست ، می خواهیم تا به بهترین وجه نمایندگی و سخنگویی فرهنگ (هویت) ناشنوایی همه ما را انجام بدهد.

جنبش های حمایتی از جمله انجمن ناشنوایان تورنتو برای

روبرت داویلا
روبرت داویلا
حمایت از روند اعتصاب دانشجویان دانشگاه گالادت در تاریخ سیزدهم اکتبر در محل پارک ریوردال Reverdale Park برپا شد که در مطبوعات کانادا و آمریکا انعکاس وسیعی داشت. در زمانی نزدیک به دو ماه ، بالاخره دانشجویان دانشگاه گالادت به خواسته قانونی خودشان رسیدند ، یعنی با بر کناری آن خانم ناشنوا شده که با زبان گفتاری صحبت می کند، رئیس جدید دانشگاه به نام روبرت داویلا Robert R. Davila کار خود را شروع کرده که با زبان اشاره آمریکایی تکلم می کند.

صحیح است که فدراسیون جهانی ناشنوایان که کانون ناشنوایان ایران عضو آن است ، عضویت نوع انفرادی خود را فقط به ناشنوایان محدود نساخته است یعنی اشخاص ناشنوا شده و نیمه شنوایان بدون توجه به انواع ناشنوایی شان می توانند به عضویت فدراسیون جهانی ناشنوایان در بیایند اما سیاست غیر مکتوب (تدوین نشده) فدراسیون جهانی ناشنوایان جلوی ورود افراد ناشنوا شده به عضویت هئیت ریسه فدراسیون را می گیرد ، چرا که فدراسیون جهانی ناشنوایان شرط اصلی یعنی دانستن زبان اشاره و سخنرانی به زبان اشاره برای حضار را از افراد ناشنوا شده می طلبد که بیشترشان اینگونه استعداد را ندارند.
به این ترتیب ، ما در بیست سال اخیر که از زمان ریاست فرد ناشنوای آمریکایی به نام یرکر آندرسن Yeker Anderson شروع می شود ، تاکنون ما شاهد حذف و کنار گذاشتن افراد شنوا و حتی خود افراد ناشنوا شده که در بزرگسالی قوه شنوایی خود را از دست داده اند ، از عضویت در هئیت رئیسه فدراسیون جهانی ناشنوایان هستیم.

در واقع ، اگر ما ناشنوایان به استعداد و توانایی خودمان ایمان داشته باشیم ؛ می توانیم از عهده هر کار مربوط به خودمان بر آییم. با این حال ، برای حفظ اتحاد و همبستگی در جامعه ناشنوایان ، با نظریه دوست گرامی خودم یعنی عباس بهمنش کاملا موافق هستم که ما ناشنوایان باید با آغوش باز از ورود افراد ناشنوا شده و همچنین افراد نیمه شنوا که با زبان گفتاری صحبت می کنند ، به جامعه ناشنوایان ایران استقبال کنیم تا با کمک آنان، توانایی مان برای احقاق حقوق ناشنوایان افزایش یابد. اما باید به یاد داشته باشیم که مسئولیت ریاست هر گونه سازمان مخصوص ناشنوایان ایران همانند کانون ناشنوایان ایران باید به دست یک فرد ناشنوا سپرده شود تا نماینده شایسته فرهنگ (هویت) ناشنوایی ایران از طریق به کار بردن زبان اشاره فارسی باشد و موجب تضییع حقوق اکثریت ناشنوایان نشود.
در غیر اینصورت ، بهتر است که افراد ناشنوا شده برای خودشان یک انجمن جداگانه مانند انجمن افراد ناشنوا شده های کشورهای پیشرفته ایجاد کنند و ریاست آن را خودشان به عهده بگیرند. چرا که حفظ سمبل فرهنگ (هویت) ناشنوایی یعنی زبان اشاره ناشنوایان که از همه چیز بالاتر و مهم تر است ؛ گاهگاه توسط افراد ناشنوا شده نادیده گرفته می شود.
هرچه هست زندگی است که فریاد می زند. گاهی بلند ترین فریادها از جنس سکوتند. دلی شنوا باید داشت تا شنید! بیایید یاد بگیریم که چگونه با واژه های سکوت، سخن بگوییم. این تجربه ای گرانبهاست. برای آنها که نمی شنوند و فریاد می زنند، هر چند کسی صدایشان را نمی شنود و هم برای آنها که می شنوند و فریاد نمی زنند ، از ترس و شرمساری اینکه مبادا کسی صدایشان را نشنود!

امید است با پایان یافتن بنای جدید ساختمان کانون ناشنوایان ایران در محل شهرک قدس که جزو املاک مرغوب تهران است ، در اواخر اسفند سال 1385 روند به رسمیت شناختن زبان اشاره فارسی به عنوان زبان اشاره مادری ناشنوایان ایران با سرعت هر چه بیشتری صورت بگیرد و موقعیت سه گروه مستقل یعنی ناشنوا و نیمه شنوا(سخت شنوا) و ناشنوا شده در میان جامعه ناشنوایان ایران و همچنین در نزد مسئولان کشور به خوبی تعریف شده باشد تا امکان استفاده از استعداد و توانایی های این سه گروه در یک جا همچون کانون ناشنوایان ایران ، به خوبی فراهم گردد و راه برای دوره تربیت رابطان ناشنوایان و آموزش به کودکان ناشنوا با کمک زبان اشاره که متاسفانه در ایران رو به فراموشی می رود ، باز شود.



 
spacer
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بنیاد پژوهشهای ناشنــوایــان ایــران می باشد .
Developed By Mambolearn Group

این صفحه در مدت زمان 0.000018 ثانیه پردازش شد