|
■ پژوهشگر : حسن محقق
|
4) علم :
انسانها در صورتی مکلف به انجام تکالیف الهی هستند که تکالیف الهی به آنها رسیده باشد و نسبت به آنها آگاهی داشته باشند . یعنی در بعد فردی مانند نماز ، روزه ، حج ، نکاح و همچنین در بعد اجتماعی مانند عقود ( تجارت ها ) و ایقاعات ( مانند طلاق ) علم داشته باشند که شیوه انجام آنها چگونه است. چنانچه عالم نبود و جهل داشت ، مکلف نیست و باید به دنبال علم باشد. وقتی فرد ناشنوا را در قالب چهار گانه شرایط تکلیف قرار می دهیم ، متوجه این قضیه میشویم که او شرط " بلوغ " و " عقل " را دارا می باشد. در شرط " علم " نیز به او در مدارس ناشنوایان چه با زبان اشاره فارسی و چه با روش های دیگر تا حدودی احکام الهی آموزش داده می شود. لذا " علم " را هم به صورت نسبی و به مقدار توان و قدرت خود می تواند داشته باشد. فقط نقص شنوایی در شرط " قدرت " است . فرد ناشنوا مانند انسانهای عادی نمی تواند الفاظ را تلفظ کند و مقصود خود را بیان کند. در نتیجه ، آن انتظاری که اسلام از افراد عادی دارای قدرت ( توانایی ) دارد ، نمی تواند از ناشنوایان داشته باشد. خوشبختانه ائمه معصومین مان نه تنها به قشر ناشنوایان بی توجه نبوده اند ، بلکه از آنها با عنوان " الاخرس " یاد کرده اند که در زبان فارسی به معنای " گنگ " می باشد. دین اسلام باب مستقلی را به الاخرس ( ناشنوایان ) اختصاص داده است که به اختصار به بحث نماز ، نکاح ( ازدواج ) ، طلاق ، عقود و ایقاعات در مورد این قشر می توان اشاره کرد. می دانیم در نماز ، بدن نمازگزار باید آرام باشد و حرکت نکند . در حالیکه این شرط در مورد فرد ناشنوا صادق نیست. یعنی او می تواند دستانش را حرکت دهد. همچنین در نماز ، قرائت قرآن ( حمد و سوره ) باید صحیح باشد. در حالیکه فرد ناشنوا لازم نیست مانند انسان عادی با قرائت صحیح بخواند. دلیل این مدعا ، روایات ائمه معصومین است که در کتاب" وسائل الشیعه" تالیف شیخ حرعاملی و کتاب "اللمعه الدمشقیه" تالیف شهید اول آمده .
قال الصادق (ع) : " تلبیه الاخرس و تشهده و قرائه القرآن فی الصلاه تحریک لسانه و اشارته باصبعه. "
امام صادق (ع) فرمود : " لبیک گفتن فرد ناشنوا و قرائت تشهد و قرائت قرآن ( حمد و سوره ) وی در نماز به صورت حرکت زبان و اشاره کردن با انگشتان است. "
از این روایت و روایات متشابه دیگر ، چنین استنباط می شود که فرد ناشنوا به اندازه توانایی و قدرت خویش مکلف به ادای نماز است به صورت ذیل :
1- کیفیت ایستادن و نشستن اش مثل افراد عادی است. 2- فقط قرائت نمازش با دیگران فرق می کند. 3- باید زبانش را حرکت دهد تا اذکار را بیان کند. 4- با دستانش چیزهایی را که قرائت می کند ، اشارات مربوطه آنها را در بیاورد (بیان کند).
قال الصادق (ع) : " انه یحری لاخرس فی القرائه و التشهد و سایر الاذکار و ما اشبهما ان یحرک لسانه و یعقد قلبه و یشیر باصبعه و فی دلاله علی الاعجم و الاخرس فی التلبیه و النکاح و الطلاق و العقود و الایقاعات و علی جواز هذه الاشیاء بغیر العربیه مع تعذرها . "
امام صادق (ع) فرمود : " جایز است برای فرد ناشنوا در قرائت و تشهد و سایر اذکار و آنچه شباهت به اذکار دارد به اینکه
1- زبانش را حرکت دهد. 2- کلمات را در قلبش منعقد کند. 3- با دستانش اشاره نماید.
و این قانون برای ناشنوا و کسی که زبان عربی نمی داند (مانند فارسی زبانان) در بحث نماز ، ازدواج ، طلاق ، عقود (تجارت ها) و ایقاعات (جاهایی که نیاز به رضایت طرف مقابل نیست مانند طلاق) در صورتی که عذر و مشکل دارد ، صادق می باشد . "
در بحث معاملات که نیاز به عقد قرارداد بین فروشنده و خریدار است و فرد ناشنوا یا فروشنده است یا مشتری که بحث ایجاب و قبول شرط است و همچنین در بحث ازدواج چون فرد ناشنوا نیز مانند انسان عادی باید کسی را وکیل خود قرار دهد تا صیغه محرمیت را قرائت نماید و یا در بحث طلاق نیز چون نیاز به بیان و تفهیم جدایی است ، فرد ناشنوا نیاز به قرائت دارد ، روایات متعددی برای تعیین تکلیف ناشنوایان ذکر شده است که به یکی از آنها اشاره می شود:
قال الصادق (ع) : " طلاق الاخرس ان یاخذ مقنعتها و یضعها علی و اسها و یعتزلها . "
امام صادق (ع) فرمود: " طلاق فرد ناشنوا به این صورت است که چادرش را بردارد و در سرش بگیرد و خانه را ترک کند ، طلاق تحقق پیدا کرده است. "
یعنی با توجه به نقص شنوایی اش ، احتیاج به قرائت برای اعلام جدایی (طلاق) نیست.
نتیجه گیری : در دین اسلام توجه خاصی نسبت به ناشنوایان شده و روایات متعددی درباره تکالیف مذهبی آنها ذکر شده است. شایسته است مسئولان کشور که زیر سایه دین مبین اسلام ادعای خدمت به مخلوقات الهی را دارند ، در رسیدگی به مشکلات قشر مظلوم ناشنوایان توجه ویژه نمایند و با اجرای برنامه های فرهنگی و دینی ، آنها را نسبت به حق و حقوق و جایگاه شان آگاه تر کنند.
یادآوری : مقاله فوق در صفحات 30 و 31 نشریه کانون ناشنوایان خراسان " شکست سکوت " به تاریخ بهار و تابستان 1385 چاپ شده است.
|