به علت وجود عقاید خرافی و بعضی معتقدات نادرست در برخی از ادیان قدیم ، توجه عامه نسبت به افراد ناشنوا دور از واقعیت بود.به عنوان مثال ، تصویر جالبی از برخورد راهبی مسیحی با فردی ناشنوا که در کتابخانه مرکزی استکهلم ، پایتخت سوئد نگهداری می شود ، به ما نشان می دهد که آنان معتقد بودند چون شیطان در جسم و جان ناشنوایان رسوخ کرده است ، انجام مراسم مذهبی بر آنان واجب نمی باشد. خود فرد ناشنوا بایستی تلاش زیادی بکند و دو گوش خود را با دو دست به طرف جلو خم کند به اُمید اینکه با بهتر شنیدن موعظه های راهب ، شیطان را از خویشتن دور سازد.
نقاش تصویر سگی را که در میان پرده سمت راست کشیده بود، نشانه شیطان رسوخ کرده در وجود فرد ناشنوا گرفته بود بنابر این راهب که در سمت چپ می باشد ، به موعظه ناشنوا می پردازد.
حتی در روایات و حکایات تاریخی برجای مانده ، آمده است که ناشنوایان را در قفس می گذاشتند و در مسیر راههای رفت و آمد مردمان می گرداندند و گاهگاه آنها به صورت دست و پای بسته را در محل کوهستان رها می کردند تا از گرسنگی بمیرند یا طعمه حیوانات وحشی بشوند.
بدیهی است با ظهور دین اسلام و رشد و پیشرفت علمی مسلمانان در سایه تعالیم این دین ، آگاهی مردمان نسبت به علل ناشنوایی افزایش یافت ، لذا به تدریج عقاید خرافی جای خود را به تفکرات علمی داد و قدم هایی به منظور تعلیم ناشنوایان برداشته شد و به دنبال آن ، مقدمه آموزش تعالیم مذهبی به افراد ناشنوا فراهم گردید.
| |
|
|
|
|