gototopgototop
English French German Italian Portuguese Russian Spanish

مقالات

ارتباط

نوشته های انتخابی

سلسله مباحث زبان اشاره (4)

سلسله مباحث زبان اشاره
(4)
اشکالات الفبای گویا الفبای گویای باغچه بان در بعضی جهات دارای یک علامت برای چند حرف  [ ... ]


ادامه ...
 

چهره های ماندگار

خانه آموزش ناشنوایان برنامه و روش آموزش در دبستان ناشنوایان باغچه بان
برنامه و روش آموزش در دبستان ناشنوایان باغچه بان چاپ
■ نوشته : ثمینه باغچه بان (پیرنظر)   

 

برنامه و روش آموزش در دبستان ناشنوایان باغچه بان

نوشته : ثمینه باغچه بان (پیرنظر)

 

ثمینه باغچه باناز سال 1303 یعنی از آغاز کادر دبستان ناشنوایان باغچه بان ، تکیه اصلی بر آموختن زبان و گفتار و اصلاح تلفظ بود و در آموزش " روش آزاد " بکار میرفت. در آن سالهایی که شاگردان ناشنوا در امتحان های نهایی دوره دبستان شرکت نمی کردند ؛ این آزادی موجود بود که به فراخور توانایی ها و نیاز شاگردان ، در متن مواد برنامه های درسی مطالبی که آموختن آنها برای آماده ساختن این شاگردان برای ورود به اجتماع و زندگی ارزشمندتر بود ، گنجانده و تدریس شود. از این رو مثلاً مطلب های تاریخ ، جغرافیا ، علوم و ریاضی با آنچه که مربوط به زندگی شاگردان بود هماهنگ می شد.

شاگردان ما شاید سال جلوس فلان شاه و یا پایان جنگهای خوش فرجام و یا بد فرجام قرن های پیش را نمی دانستند. ولی تا حد امکان در جریان گذران سیاسی کشورمان و آنچه که در جهان می گذشت ، بودند. به یاد دارم روزی گروهی از مسیونرهای آمریکایی که فارسی می دانستند برای بازدید به مدرسه آمده بودند. پیشرفت و توانایی شاگردان در درسهای گوناگون آفرین آنها را برانگیخته بود. در پایان بازدید یکی از شاگردان پرسید " شما آمریکایی ها چرا در کره جنگ و کشتار می کنید؟ " آمریکایی ها که انتظار چنین پرسشی را نداشتند ، نگاهی به یکدیگر کردند و گفتند: " ما هم نمی خواهیم که در کره بجنگیم. " آنگاه همان شاگرد پرسید: " پس چرا کاری نمیکنید تا جنگ تمام شود! "

روش آزاد چیست؟

روش آزاد نامی است که برای روشی که از سال 1303 در تبریز یعنی از آغاز کار آموزش ناشنوایان در این مدرسه بکار گرفته شده برگزیده شد. در روش آزاد هدف از آموزش ناشنوایان ، چه کودک و چه بزرگسال ، توانبخشی کامل آنهاست. در این روش بکار بردن هرگونه نشانه و یا علامت بصری و استفاده از حس لامسه و بازمانده شنوایی ، به فراخور تواناییها و نیاز آنها نه تنها مجاز بلکه ضروری است. کوتاه اینکه در این روش برای آسان کردن و باز کردن راه ناشنوایان نه تنها برای آموزش گفتار و زبان بلکه برای آموزش دیگر مواد درسی ، بکار گرفتن هر وسیله ای که بتوان با آن مقصود را آسان تر و روشن تر به ناشنوا تفهیم کرد نه تنها مجاز است بلکه ضرورت دارد. بهره مند شدن بدون محدودیت از اشاره های طبیعی و یا قراردادی (استاندارد شده) و الفبای گویا یا الفبای دستی و بهره مندی از بازمانده شنوایی حق  مادری ناشنوایان است. حذف هریک از این راه های ارتباطی محدودیت ایجاد می کند و آسیب بزرگی به آموزش زبان و گفتار می زند و بدون شک موجب کندی و حتی سرخوردگی آنها در مدرسه و اجتماع می شود.

بیاد دارم در اردیبهشت ماه سال 1375 سمیناری درباره " بررسی روشهای موثر در آموزش کودکان و بزرگسالان ناشنوا " در تهران به دعوت دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تشکیل شده بود. در این سمینار حضور فعال ناشنوایان تحصیلکرده و گزارشهای آنها از جمله سخنرانی روزبه قهرمان در مورد بیسوادی شاگردان ناشنوا بسیار هوشیار دهنده بود. در این جلسه ها عموم ناشنوایان نسبت به تحریم کاربرد الفبای دستی و زبان اشاره در کلاسها و مدارس ناشنوایان سخت اعتراض داشتند و پسر جوان ناشنوایی شعاری نوشته بود " دستهای ما را از ما نگیرید ". آری ! دستهای ناشنوایان زبان آنها هستند ، زبان آنها را نبرید. خانم فرشته قهرمان که فرزندی ناشنوا " روزبه " دارد و یکی از آموزگاران برجسته و با تجربه مدرسه ناشنوایان در مشهد بود ، در مورد تحمیل روش شفاهی به همه شاگردان ناشنوا صرفنظر از امکانها و توانایی های آنها و شرایط کاری و ناهماهنگی کتابهای درسی و محتوای آنها با نیازمندیهای شاگردان ناشنوا سخنانی بسیار روشنگر گفت و راه حل هایی پیشنهاد کرد. گزارش آقای خسرو گورابی ، یکی از کارشناسان آموزشی ، نیز درباره سطح سواد شاگردان ناشنوای " دیپلمه " بسیار تکان دهنده بود و ایشان نتیجه پژوهش های خود را وحشتناک خواندند و گفتند که از شصت و هفت شرکت کننده در کنکور ورود به دانشگاه تنها سه نفر " با استفاده از بخش سه " پذیرفته شدند. در آزمون درسهای کلاس پنجم ابتدایی از دیپلمه های شنوا ، درصد قبولی صد درصد و قبولی شاگردان " دیپلمه " ناشنوا بسیار پایین بود. بر اساس پژوهش و گزارش ایشان در آن سال بطور کلی معدل کل داوطلبان شنوای کنکور دانشگاهی هفده و هشتاد صدم و معدل ناشنوایان هشت و هفت دهم بوده است.

متاسفانه این گزارشها تغییری در روش آموزش ناشنوایان نداشت و از قرار کار به همان منوال گذشته ادامه یافت و توجیه به رهنموردهای این کارشناسان داخلی و شرکت کنندگان خارجی و تقاضای ناشنوایان نشد. قطعنامه ای که در این سمینار به صورت ده ماده به تصویب رسید گواه این خواست جامعه آگاه و باسواد و تحصیل کرده ناشنوایان ایران است. باید گفت که متاسفانه هنوز دفتر امور کودکان استثنایی این خواست ناشنوایان را که بر پایه پژوهشها و گزارشهای شنوایان و ناشنوایان متخصص داخلی و خارجی بنا شده است ناشنیده گرفته و تا آنجا که من می دانم تا امروز که بیش از چهارده سال از آن تاریخ می گذرد در کاربرد روش شفاهی پافشاری می کند و توجیه به آمار بی سوادی ناشنوایان مدرک گرفته ندارد.

در اینجا برای روشن شدن اهمیت کاربرد زبان اشاره و روشن شدن عمق نادرستی کار دفتری که مسئول آموزش ناشنوایان در کشورمان است ، قطعنامه کمیسیون علمی کنگره جهانی ناشنوایان ، وابسته به سازمان ملل ، را که در تاریخ دسامبر 1991 به تصویب رسیده است می آورم. این قطعنامه در سمینار " بررسی روشهای موثر در آموزش کودکان و بزرگسالان ناشنوا " خوانده و تایید شد.

کمیسیون علمی کنگره جهانی ناشنوایان در جلسات مورخ دسامبر 1991 خود ، توصیه های خود را درباره شناسنایی زبان اشاره به شرح زیر اعلام می دارد.


یک ) زبان اشاره در سراسر جهان باید مورد شناسنایی قرار گیرد.

الف: همه دولتها موظف هستند شناسنایی زبان اشاره را اگر تاکنون به آن عمل نکرده اند ، به منزله یکی از زبانهای رسمی کشور برای افراد ناشنوا به رسمیت بشناسند.

ب: همه دولتها باید هرگونه مانع موجودی که در سر راه به کار بردن زبان اشاره برای افراد ناشنوا موجود است از میان بردارند.


دو ) کنگره جهانی ناشنوایان توصیه می کند که حق هر کودک ناشنوا در آشنایی با زبان اشاره از اوان کودکی محفوظ باشد و امکان آموزش لازم را در دو یا چند زبان دیگر داشته باشد.

الف: زبان اشاره باید به منزله نخستین زبان کودک ناشنوا شناخته و پذیرفته شود.

ب: حق کودک ناشنواست که در محیط دو و یا چند زبانه به ویژه در زمینه خواندن و نوشتن آموزش ببیند.

پ: برنامه های آموزش زبان اشاره به والدین و کسانی که با کودک ناشنوا سروکار دارند باید هرچه زودتر اجرا شود.

ت: از آموزگاران کودکان ناشنوا انتظار می رود که زبان اشاره را بیاموزند و آن را به منزله زبان طبیعی و اولیه تدریس بپذیرند و به کار ببرند.


این قطعنامه از نظر اهمیت و تاثیری که در انتخاب روش آموزش دارد ، در اینجا عیناً نوشته شد. کسانی که برای آموزگاری به دبستان ما می آمدند به زودی و راحتی این روش " آزاد " را می آموختند و می توانستند به تناسب تواناییهای شاگردان با بکار بردن الفبای دستی یا الفبای گویایی باغچه بان به شاگردان گفتار بیاموزند و یا دشواری های گفتاری آنها را رفع کند. این آموزگاران به حساسیت و میزان بازمانده شنوایی شاگردان و توانایی آنها در لبخوانی توجه داشتند و آن را با تمرینهای لازم پرورش می دادند. در مدرسه ، شاگردان ناشنوا خود در صورت لزوم برای واژه های تازه ای که پیش می آمد اشاره ای می ساختند. این نشانها و یا اشاره ها چون تا حد امکان معنی کلمه را تصویر می کرد از طرف بچه ها و بزرگترها پذیرفته می شد ، جا می افتاد و به این ترتیب دامنه واژه های زبان اشاره گسترده می شد. مثلاً پذیرفتن نشان خال در پیشانی برای هندی ها و یا علامت گیتار برای ایتالیایی ها و یا جیب پر پول برای آمریکایی ها و نشان دادن سیبل برای پدرم " جبار باغچه بان " نشانهایی بود که با عقل جور در می آمد و جا می افتاد. باید بگویم که گاهی بعضی از این نشان ها با پیشرفت معلومات ناشنوایان تغییر می یافت چنانچه بعدها نشان ایتالیا تصویر چکمه که شکل جغرافیایی این کشور است و نشان ستاره های پرچم آمریکا نشان کشور آمریکا شد. شاهد درستی این روش ، موفقیت راستین شاگردان آموزشگاه باغچه بان در امتحانات ششم ابتدایی و کلاس نهم آموزشگاه و ورود فارغ التحصیلان این مدرسه به دبیرستانها و آموزشگاه های حرفه ای و دانشگاه است. شاگردانی که مایل به ادامه تحصیل نبودند ، جذب بازار کار می شدند و با داشتن سواد و استفاده از گفتار شغلی می یافتند. آنها ناشنوا بودن را عیبی نمیدانستند تا آن را با بکار نبردن زبان اشاره بپوشانند. ناشنوایی آنها پذیرفته شده بود و اعتماد به نفس پیدا کرده بودند. بطور کلی مردم شنوا پذیرای ناشنوایان هستند زبان اشاره را دوست دارند و با رغبت یاد می گیرند و بکار می برند. این بعضی از متخصصین هستند که مثل جن از بسم الله زبان اشاره هراس دارند زیرا آن را نمی شناسند و پذیرفتن این وسیله ارتباطی را شکست خویش در مقابل حل مشکل ناشنوایی و ناگویایی می پندارد. آنها چشم خود را بر این واقعیت مسلم می بندند و حق استفاده از این وسیله و زبان طبیعی را تحریم می کنند. متاسفانه جامعه ناشنوایان باید جریمه این کوته اندیشی ها را به قیمت کیفیت زندگانی خویش بپردازند و خاموش بمانند.

 

:: اعلامیه شماره بیست و  شش

 

آیتم های مرتبط