|
رابطان زبان اشاره فارسی ( قسمت دوم ) |
|
|
■ نوشته : عباس بهمنش
|
حرفه رابط زبان اشاره بودن در ایران اصلاحات مهمی را برای انعکاس احترام متقابل میان شهروندان ناشنوا و شنوا و فراهم آمدن فرصتهای برابر شغلی و دسترسی به خدمات می طلبد. خوشبختانه جامعه ناشنوایان فارسی زبان در ایران چهارکتاب در زمینه زبان اشاره فارسی منتشر کرده اند. ناشنوایان ایرانی بیش از 30 سال است که وقت و تلاش بسیاری را به ایجاد لغت نامه ناشنوایان اختصاص داده اند. طبق گفته آقای روزبه قهرمان ، محققان ناشنوای ایرانی در سراسر جهان از اهمیت فعالیتهای " محسن لوح موسوی" و همکارانش در مرکز تحقیقات زبان اشاره Julia Samii (جولیا سمیعی) در دانشگاه توانبخشی آگاهند. وی با سفر به چهارگوشه ایران و گردآوری جنبه ها و ارکان مختلف زبان اشاره جوامع ناشنوای محلی ، استانی و ملی برای نخستین بار در این زمینه کتابهای نوینی را نگاشت. بر اساس توضیحات آقای قهرمان در مقاله اش، با ایجاد این لغت نامه با ارزش و مؤثر، علایم اشاره فارسی موجود در متن فرهنگ و تجربه ناشنوایان ثبت شده است. لغت نامه های علایم زبان اشاره که در آنها پیشینه اطلاعات فرهنگی صحیح و علایم معتبر برای استفاده رابطان زبان اشاره گردآوری شده به ادامه تقابل موفق شنوایان و ناشنوایان در محیط کار و سایر اوضاع اجتماعی کمک خواهد نمود.
آنچه که در جریان برقراری ارتباط بسیار مهم و حیاتی است داشتن موضع گیری حرفه ای است که رابطان زبان اشاره این توانایی خود را با مواجهه با موقعیتهای تحصیلی ، پزشکی و سایر موقعیتهای شغلی ثابت می نمایند. در واقع همان طور که اشاره شد سرویسهای ارایه دهنده خدمات ارتباطی ، رابط را تنها به عنوان مسؤل برقراری ارتباط بین دو گروه شنوا و ناشنوا و کار با آنها به اعضای جامعه ناشنوایان توصیه می نماید و رابطان نباید نقش قیم و تصمیم گیرنده را برای ناشنوایان داشته باشند. طبق نظریه M.J.Bienvenu محقق ناشنوای آمریکایی ، ناشنوایان فرهنگ و هنجارهای فرهنگی خود را دارند و از فرهنگ آمریکایی جدا نیستند. بنابراین این وظیفه جامعه بزرگ آمریکا است که افراد مختلف را به گونه ای متوازن به خود جذب نماید. Bienvenu همچنین بر تفاوت میان اصطلاح غیر معقول "ناشنوایی" با اصطلاح توصیفی مقبولتر" احساس و تجربه ناشنوایی" تاکید دارد. درکتاب دکتر Paddy Ladd تحت عنوان شناخت فرهنگ ناشنوایان که در سال 2003 منتشر شد، دکتر Ladd در تحقیق درباره احساس و تجربه ناشنوایی به این موضوع می پردازد که اصطلاح "ناشنوایی" برای توصیف فقدان قدرت شنوایی به کار می رود. بالعکس واژه "احساس و تجربه ناشنوایی" حس یگانگی و غرور واقعی و به حق را در میان ناشنوایان که با تجارب و موقعیتهای معمول مواجه هستند ، ارتقاء می دهد. با در نظر گرفتن این مفاهیم رابطان زبان اشاره باید ملاحظات حرفه ای منصفانه ای را در رابطه با مراجعان شنوا و ناشنوا رعایت نمایند. درشیوه تشریح کاربردی ، Bienvenu به این موضوع اشاره دارد که اعضای جامعه ناشنوای آمریکا اغلب ترجیح می دهند واژه (TTY) یا دورنگاره مخصوص ناشنوایان را به جای اصطلاح قدیمی (TDD) یا تلفن نوشتاری مخصوص ناشنوایان که توصیف کننده وسیله تسهیل کننده مکالمات تلفنی شنوایان و ناشنوایان است ، استفاده شود. در آمریکای شمالی محققان بین واژگان "حامی" و "هم پیمان" تمایز قایل اند. اعضای جامعه ناشنوایان حامی کسانی است که قادرند به شنوایان و ناشنوایان در امور و طرح های جدی همچون ایجاد جو و فضای " صمیمانه با ناشنوایان" یا آموزش به مردم درباره تاریخچه ، فرهنگ ، اجتماع و زبان ناشنوایان یاری می رسانند. اصطلاح "هم پیمان" برای رابطان شنوای زبان اشاره که قادر به حمایت از امور ناشنوایان اند ، مناسب تر است. حامیان ناشنوا به منظور ایجاد پل ارتباطی بین شنوایان و ناشنوایان در محیط های کاری با هم پیمان شنوا همکاری می کنند. |