" عَقدُاَلانامِل Aqd-ul-anamel"
پژوهشگر: روزبه قهرمان
مقدمه
آدمیان پیش از آنکه آغاز به سخن گفتن کنند و زبانی پدید آورند ،اشاره می کرده اند و می شمرده اند و این کار را با حرکت دادن دست انجام می داده اند.
عَقدُ ، یک واژه عربی است و به معنای بستن ،گره بستن و پیمان به کار می رود. اَلانامِل ، هم یک واژه عربی است و به معنای انگشتان و سر انگشتان می باشد.
عَقدُاَلانامِل ، یکی از روشهای علم عقود (جمع عقد) می باشد که به عنوان مقدمه برای ایجاد الفبای یک دستی ناشنوایان شناخته می شود.
علم عقود عبارتست از صور و اشکال که بوسیله خم و نیم خم کردن و باز و بستن و گذاشتن نوک انگشت اشاره و شست در سر انگشت یا بندهای معینی از یکدیگر ، حاصل می شود. هر یک از آن صور و اشکال دلالت دارد بر عددی از اعداد یک تا ده هزار.
روش محاسبه و معامله با انگشتان و بندهای آن ،نیز به عَقدِ انامل و عَقدِ اصابع معروف است که در زبان فارسی ،حساب انگشتی یا حساب دستی گفته می شود.
خاستگاه
درباره این که عَقدُاَلانامِل (حساب انگشتی) برای نخستین بار در میان کدام مردم جهان پدید آمده و رواج پیدا کرده است ، بین نویسندگان اختلاف نظر هست.
قدیم ترین آگاهی که از وجود این گونه شمارش در ایران در دست هست ، نوشته پلوتارخ از قرن یکم میلادی است. او زبان اورنت (داماد اردشیر سوّم ساسانی ) به حساب انگشتی مورد استفاده نزدیکان شاه ساسانی اشاره می کند.
بجز نوشته پلو تارخ و کشف تعدادی مهره های بدل چینی (فایانس) متعلق به دوره ساسانی در نواحی شمال ایران که بر مبنای اشکال دستی در حال نمایش عدد ساخته شده اند ،آگاهی چندانی در دست ما نیست.
گروهی عقدانامل را به سبب آنکه امروزه در کشورهای یمن و مصر که قبل از ظهور اسلام ، صاحب تمدن و دانش بوده ،متداول است؛ از آن اعراب می دانند. البته هیچ اسناد مکتوب در رابطه با این فرضیه ،یافته نشده است.
به خاطر وجود مدارک کتبی دوره های اسلامی ( 711 میلادیبه بعد) برما مسلم است. که عقدانامل در میان مسلمانان اوایل دوره اسلامی از جمله ایرانیان معروف بوده است. شاعران ایرانی به سبب آشنایی خود و دیگران با عقدانامل در ایران می تواند باشد. جالب این است که با تکیه بر شواهد بدست آمده ،متوجه می شویم که ایرانیان محاسبات چهار عمل اصلی از جمع ،تفریق ، ضرب و تقسیم حتی با اعداد چند رقمی را با کمک عقدانامل (حساب انگشتی) سریعاً انجام می دادند و نتیجه دقیقی را بدست می آوردند.
چنانکه حمدالله مستوفی در کتاب نزهت القلوب ، وضع و اختراع اینگونه حساب با کمک عقد انامل را به پزشک نامدار ایرانی " ابن سینا " نسبت داد که در سال 420 هجری موفق به این کار شد. در مجموع ، به نظر می آید که خاستگاه اصلی عقدانامل و نحوه تکامل آن را باید در ایران جست و از آنجا ،به سایر مناطق رفت و حتی برای بیان های نمادی بعضی از اعتقادات و اشارات و رمزهای مذهبی نیز استفاده می شده است. به عنوان مثال : در کاتولیسیم ، عقیده تثلیت را از طریق بستن دو انگشت کوچک و حلقه به همراه باز گذاشتن سه انگشت دیگر نشان می دهد و توسط پاپها برای تبرّک زائران شان به کار می رود.
شرح
مفصل ترین و کامل ترین شرحی که درباره عقدانامل نوشته شده ،در فرهنگ جهانگیری آمده است. در این طریقه برای بیان اعداد ،علایم زیر آمده است:
یک: انگشت کوچک را نیمه خم می کند.
دو: انگشت کوچک و حلقه را نیمه خم می کند.
سه: انگشت کوچک و حلقه و میانه (وسطی) را نیمه خم می کند. (سر انگشتان باید نزدیک پایه انگشتان باشد).
چهار: انگشت حلقه و میانه را نیمه خم می کند.
پنج: انگشت میانه را نیمه خم می کند.
شش: انگشت حلقه را نیمه خم میکند ،چنانکه سر انگشت به میان کف دست باشد.
هفت: انگشت کوچک را کاملاَ خم می کند، چنانکه سر انگشت به جانب نرمۀ دست یعنی انتهای کف نزدیک باشد.
هشت: انگشت کوچک و حلقه را کاملا خم می کند که سر انگشتان در جهت وسط کف دست قرار گیرد.
نه: انگشت کوچک و حلقه و میانه را کاملا خم میکند بطوری که سر انگشتان برروی نرمۀ کف دست قرار گیرد.
ده: سر ناخن انگشت اشاره برروی بند اوّل انگشت شست نهاده می شود، چنانکه میان دو انگشت به شکل حلقه دایره ای درآید.
بیست: سرناخن انگشت شست در پشت بند دوّم انگشت اشاره قرار می گیرد، بطوری که پنداری انگشتان اشاره و میانه انگشت شست را در میان گرفته اند.
( البته باید توجه داشت که انگشت میانه در ساختن عدد بیست دخالتی ندارد).
سی: سر ناخن انگشت شست را بر ناخن انگشت اشاره می گذارد تا دایره ای شکل گیرد.
چهل: ناخن انگشت شست را بر پشت انگشت اشاره می نهد بطوری که هیچ فاصله ای میان انگشت شست و طرف کف دست نداشته باشد.
پنجاه: انگشت شست کاملا به کف دست خم می شود بطوری که بند آن عمود بر آنها قرار گیرد.
شصت: انگشت شست را خم می کند و بند دوّم انگشت اشاره را بر پشت ناخن انگشت شست می نهد.
هفتاد: انگشت شست را ایستاده نگه می دارد و بند اوّل یا دوّم انگشت اشاره را بر پشت ناخن انگشت شست می نهد بطوری که پشت ناخن انگشت شست کاملا دیده شود.
هشتاد: انگشت شست را ایستاده نگه می دارد و نوک انگشت اشاره را بر پشت بند اوّل انگشت شست می نهد.
نود: سر ناخن انگشت اشاره را بر پایین بند اوّل انگشت شست می گذارد بطوری که انگشت اشاره خود حلقه کوچکی تشکیل دهد.
صد: تمام دست را باز می کند.
نکات دیگر در عقد انامل وجود دارد که این است:
آنچه در دست راست دلالت دارد بر اعداد از یک تا نه. در حالیکه در دست چپ دلالت دارد بر اعداد از یکهزار تا نه هزار.
همچنین آنچه در دست راست دلالت دارد بر اعداد از ده تا نود. در حالیکه در دست چپ دلالت دارد بر اعداد از یکصد تا نهصد.
در نتیجه ، بکار بردن این اشکال بوسیله هر دو دست و ساختن اشکال هجده گانه می توان از یک تا نه هزار و نهصد و نود و نه را بیان کرد.
در نهایت ، برای نشان دادن عدد ده هزار، باید زیر بند اوّل انگشت شست را به زیر بند اوّل انگشت اشاره متصل ساخت چنانکه سر ناخن انگشت شست با سر ناخن انگشت اشاره برابر باشد.
تاریخ
برای آشنایی کلی با کاربرد های تاریخی عقد انامل، به نمونه های زیر اشاره میشود:
1) به گفته حاجی خلیفه در کشف الظنون ،عقد انامل نزد حضرت محّمد (پیامبر اسلام) و صحابه متداول بوده است و در این زمینه ، ابن حرب اُرجوزه یی (قصیده گونه ای به وزن رَجز) سروده است.در صحیح مسلم آمده است که پیامبر اسلام در نماز و هنگام تشهّد ،شکل عدد پنجاه و پنج را با انگشتان خود درست می کرده است.2
) گفته اند چون ابوطالب (عموی پیامبر) در بستر بیماری با مرگ دست و پنجه نرم می کرد و به علّت شدّت مرض توانایی سخن گفتن نداشت، پیامبر برای خاموش ساختن مغرضان در مورد ایمان ابوطالب به اسلام ، با کمک عقدانامل (صحبت انگشتی) با او به گفتگو نشست که در نهایت، ابوطالب برای اسلام آوردن، ایمان و شهادت خود را با ساختن عدد شصت و سه بوسیله انگشتان اظهار کرد و منظورش نمایش مجموع حروف عبارت " الله احد جواد " بود که به حساب جُمَّل شصت و سه می شود و معنای " توحید " را می رساند.جالب این است که اشاره " توحید " در زبان اشاره فارسی مورد استفاده ناشنوایان امروزی ایران برگرفته از اظهار ایمان ابوطالب با کمک عقدانامل است.3) به نوشته ابن سعد ،حذيفه بن سلیمان در موقع اعلام خبر قتل عثمان (سوّمین خلیفه بعد از پیامبر اسلام ) ، با دست خود عدد ده را نشان داده که وفات خلیفه برای اسلام حکم روزنه ای دارد (با اشاره به شکل حلقه دایره ای میان دو انگشت اشاره و شست). اکنون هم اینگونه شکل حلقه مانندی توسط ناشنوایان ایران برای تحسین یک شخص بخاطر ارائه ایده عالی، به کار می رود.4) شاعر بزرگ ایران " فردوسی " در بیان لئامت و خسّت سلطان محمود غزنوی و این که نتوانست و یا نخواست پاداش رنجهای او در سرودن شاهنامه را چنانکه بایست و شایست بدهد ،سروده است:کف شاه محمود و الاتبار نُه اندرنُه آمد سه اندر چهارنُه اندرنّه یعنی هشتاد و یک ( 81=9×9) و سه اندر چهار یعنی دوازده (12=4×3) ، که اگر جمع کنیم میشود نود و سه (39=12+81) و چون بخواهیم عدد نود و سه را مطابق دستگاه (سیستم) عقدانامل بسازیم ، باید برای عدد نود ، یک بار سرانگشت اشاره را به بند آخر انگشت شست بچسبانیم و بار دیگر ، برای ساختن عدد سه ، هر سه انگشت باقی مانده را به داخل کف دست خم کنیم که در نتیجه همه انگشتان بسته و دست به حالت مشت در می آید.می دانیم و هنوز هم معمول است که در زبان اشاره فارسی ناشنوایان ایران اگر بخواهند به اشاره ، خستِ کسی را بیان کنند ،مشت یا کف دست بسته را نشان می دهند که علامت خسیس بودن است.5) انوری ، علاوه بر خلق قطعه طنزآمیز تحت عنوان گفتگوی پیر زن لالی تهیدست با شاگرد حصیری برای خریدن حصیر در تابستان که در کمال اُستادی سروده شده است و برای مطالعه فرهنگ ناشنوایان ایران دارای اهمیت زیادی می باشد، آشنایی عمیق خویش با عقد انامل را در بیت زیر نشان می دهد:
داده ای آن عدد که بر کف راست پشت ابهام در رکوع آن جست
یعنی پنجاه دینار (واحد پولی آن زمان) . زیرا برای ساختن عدد پنجاه ، باید انگشت شست(=ابهام) خم شود یا به قول انوری ، رکوع کند در کف دست راست که تشبیه زیبایی می باشد.
استفاده دیگری که از انگشتان در عقدانامل می شود، بیان حروف الفباست بوسیله ساختن اشکال مختلف همچون اشکال بیان اعداد که با زیستن و کج و راست کردن انگشتان پدید می آید. واضح است که اینگونه قرارداد ها خیلی زود مورد استفاده ناشنوایان ایران که از گفتار کامل محروم هستند، قرار می گیرد و آنها برای برقراری ارتباط با خودشان ، به استفاده از اشارات خود ساخته روی می آوردند. در نتیجه ، متفکران ایرانی در برخوردهای اولیه به شرایط ارتباطی خاص ناشنوایان پی می برند و این سئوال برایشان مطرح می شود که علّت بروز این شرایط ارتباطی چیست و بالاخره سعی می کنند درباره آن دست به جستجو بزنند و حتماً آثاری از خود برجا گذاشتند که بر اثر عوامل گوناگون از بین رفته و یا در گوشه ای از کتابخانه ها به صورت ناشناخته باقی مانده است.
چون با نگاهی به اشعار شاعران صفوی (قرن پانزدهم و شانزدهم میلادی) از جمله صائب تبریزی در می یابیم که ناشنوایان ایران به طور گسترده از زبان اشاره برای برقراری ارتباط با خودشان استفاده می کرده اند و نظیر آن در هیچ دوره ای از ادبیات ایران از جمله در اشعار فردوسی ،خیام ، سعدی و مولوی دیده نمی شود. در نتیجه ، به احتمال قوی می توان گفت که در ابتدا زبان اشاره مورد استفاده ناشنوایان ایران به مجموعه علایم طبیعی که بر کلمات و اعداد دلالت می کردند (همان عقدانامل) می رود بود ولی با گذشت زمان و افزایش سطح آگاهی از لحاظ آموزش ، موجب شد که ناشنوایان ایران علاوه بر استفاده از اشارات طبیعی (برای زندگی روزمره) ، از اشارات قراردادی به عنوان علایم برای دلالت نمادها در برقراری ارتباط و نیز آموزش استفاده می شده که منجر به خلق الفبای یک دستی گردیده است.
اینگونه دانش بعد از سقوط شهر غرناطه به سال 1492 میلادی و اخراج مسلمانان از سرزمین اَنَدلُس که به مّدت هشتصد سال تحت سلطه آنان بوده و آثار و دست نوشته های دانشمندان ایرانی در کتابخانه های آنان بوفور وجود داشته ، به دست راهبان مسیحی اسپانیایی اُفتاد که برای جلب توجه بازماندگان
مسلمان اندلسی به طرف آئین مسیحیت ، خودشان را به ابزارهای دانش علمی مسلمانان مجهز ساختند و برای اینکار ، زبان عربی را آموختند.
جالب این است که پیشگامان آموزش ناشنوایان در اسپانیا از جمله "پدروپونس دولئون" (pedro ponce de leon) و " خوآن پابلو بونه" (Juan Pablo Bonet) راهب مسیحی بودند.
"بونه" Bonet برای اولین بار الفبای دستی ناشنوایان را رسما و به صورت مکتوب (دارای تصاویر ) در کتاب خویش به سال 1620 میلادی آورد که در آن تفکر مسلمانان مشهود است زیرا همانند عقدانامل ، تنها از یک دست استفاده می شده است در حالیکه مبدع الفبای دو دستی را بایستی انگلیسی دانست که برای اوّلین بار در کتاب "زبان انگشتان" (Digitilingua) به سال 1698 میلادی آمده است.
"بونه" Bonet بخاطر وقایع دوره تفتیش عقاید (Inquisition) که از سال 1478 میلادی آغاز و در سال 1609 میلادی به پایان رسیده است و عملاً امکان زندگی و اقامت در اسپانیا (اندلس سابق) را برای مسلمانان غیر ممکن ساخت، نمی توانست با مسلمانان میانه خوبی داشته باشد لذا منبع اصلی الفبای دستی آموزشی خود را فاش نساخت ولی احتمال خیلی زیاد دارد که آن را از یک روش موجود رایجی در آن زمان یعنی عقدانامل اقتباس کرده باشد.
به نظر می آید که بر اثر یورشهای ویرانگر مغولان و تیموریان از سمت شرق به سر زمین ایران و سپس افزایش خرافات و تعصبات مذهبی موجب مهاجرت و یا فرار اجباری متفکران و سیاحان ایرانی که به نوعی با عقدانامل آشنا بودند ،به مصر و مراکش گردیده که از آنجا ،توسط تنگه جبل الطارق به اندلس (اسپانیای امروزی) راه می یابد.
در صورت کشف دستنوشته ای در رابطه با عقدانامل و یا اطلاعات مربوطه در کتابخانه های اسپانیا و مراکش و شاید هم عثمانی که مرتباً به سرزمینهای بالکان لشکر کشی میکردند، می توان در مورد نحوه راهیابی عقدانامل که مقدمه ای برای خلق الفبای یک دستی است ، به قاره اُروپا با اطمینان بیشتری صحبت کرد.