|
سلسله مباحث زبان اشاره (5) |
|
|
■ نوشته : کامران رحيمي
|
|
سلسله مباحث زبان اشاره (5)
روش لبخوانی مطلق
بعضی ها اعتقاد دارند که بهترین روش درسی برای ناشنوایان تدریس با لبخوانی یا گفتاربدون اشاره است. یا به عبارت دیگر تدریس لبخوانی مطلق. در تعداد کمی از ممالک غربی مدارس ویژه ای برای ناشنوایان هست که روش تدریس بدون اشاره سر لوحه برنامه درسی آنهاست.و تا حدود زیادی هم در این روش موفقیتهای جالبی کسب کرده اند.و بد نیست بدانید که در زمانهای دور در بعضی کشورهای اروپایی روش تدریس به ناشنوایان روش گفتار بدون اشاره بود و بعدها به دلایل زیاد این روش کنار گذاشته شد. امروزه در ایران به علت گرانی سرسام آور هزینه تحصیلی با روش شفاهی امکان دایر کردن چنین مدارسی مقدور نیست.هر یک از مدارس تدریس بدون اشاره بودجه سالیانه حدود دو تا سه مدرسه معمولی ناشنوایان را می خواهد.پس باید اینگونه مدارس خاص به صورت ملی تاسیس شود.و ناشنوایانی که والدین ثروتمند دارند در آنجا مشغول به تحصیل شوند.این روش با وجود داشتن جنبه های مثبت از نظر تکلم کردن رضایت بخش ناشنوایان ،اما جنبه های منفی آشکار و پنهان هم خواهد داشت.مثلا به علت تعداد محدود فارغ التحصیلان نسبت به فارغ التحصیلان مدارس روش عمومی ناشنوایان،آنها در اقلیت خواهند بود. وپس از پایان تحصیلات ، زمان جدایی ها و هریک به گوشه ای رفتن فرا خواهد رسید.پس اینگونه ناشنوایان براستی تنها خواهند بود. و با تعداد قلیل همکلاسان یا هم مدرسه ای خود باید دایم معاشرت کنند .و این دوستی ها چقدر پایدار خواهد ماند نامعلوم است. و بر فرض دوستی ها از هم پاشید و بر فرض آنها دوستان شنوای صمیمی پیدا کردند که حوصله آرام حرف زدن با آنها را داشته باشند نور علی نور! و اما اگر چنین دوستانی را پیدا نکردند، در جستجوی یافتن دوست و هم صحبت ناشنوا خواهند بود. و اکثر دوستان جدید مسلم است با "زبان مدرسه ای ناشنوایان" با آنها صحبت خواهند کرد.و معلوم است که نه این زبان آن را می فهمد نه آن زبان این را!پس دو راه میماند:یا قطع ارتباط با دوستان ناشنوایای ً زبان مدرسه ای ً دان! یا آموختن زبان دوستان جدید!مسلم است یاد گرفتن زبان مدرسه ای برای او زیان بخش نخواهد بود.زیرا به حد کافی تکلم را آموخته است.و مهم تر از همه اینکه این زبان مدرسه ای لطمه ای به صحبت کردن او وارد نخواهد کرد. واو میتواند ضمن داشتن دوستان ناشنوای جدید، در اوقات دیگر با خانواده و یا شنواهای پر تحمل و صبور صحبت کند.
حالا مختصری بحث فرعی میکنیم برای آگاهی اندک از دشواری لبخوانی و ختم کلام: فراموش نکنید که اگر خود ناشنوا یک ساعت متکلم وحده باشد،برای شنواها دشوار نخواهد بود که منظور او را بفهمند. و اما اگر قرار باشد که شنواها یک ساعت متکلم وحده باشند آنهم با سرعت معمولی حرف زدن ،این مسئله کمی فرق خواهد داشت. به این علت که شش دانگ حواس ناشنوا باید جمع سخنان شنوا باشد و نیز در تمام مدت گفتگوی شنواها چشمها باید دایم به حرکات لبها دوخته شود!و اگر مدت سخن گفتن شنوا به درازا بکشد،چشمها و اعصاب خسته میشوند.و سمعک هم کمک زیادی نخواهد کرد.چرا برای شنوا یک ساعت سخنان ناشنوا را شنیدن آسان است و برای ناشنوا چنین نیست؟پاسخش ساده است:ناشنوا وقتیکه بخواهد متکلم وحده باشد،شنوا میتواند حین گوش دادن به نقش و نگار فرش چشم بدوزد و یا سیگار بکشد و با لذت دودش را به هوا بفرستد و یا حین گوش دادن مشغول سرخ کردن پیاز شود.اما ناشنوا نمیتواند حین چشم دوختن به لبها ی شنوا، پیاز سرخ کند و اگر چنین کند پیاز می سوزد! و اگر حین کار کردن لبخوانی هم بکند و مثلا شنوا بگوید که بابام .......و در این موقع ناشنوا نگاهی به ماهیتابه بکند تا مثلا پیاز را هم بزند تا نسوزد و بعد لبخوانی را دنبال کند خواهد شنید که دوستش میگوید: بعد تخم کرد!و او از دوستش می پرسد که مگه میشه که بابات تخم کنه!و شنوا میگوید : ای بابا!کجایی!!گفتم که مرغه رو بابام کرد تو قفس و مرغه تخم کرد!!!(شوخی!) خلاصه اگر بخواهیم مسایل و مشکلات لبخوانی کردن را مطرح کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ میشود. و از حوصله این مقال خارج است.بگذریم.
واقعیت مسلم این است که در وضعیت فعلی، تاسیس مدارس دولتی گفتار مطلق آموزی برای ناشنوایان محال است. مگر اینکه والدین ثروتمند ناشنوایان، خود همت کرده و چنین مدارسی را تاسیس کنند و بودجه معلمان خاص را بپردازند. در غیر این صورت همان بهتر که فرزندانشان را به مدارس موجود ناشنوایان بسپارند تا به روش آقای باغچه بان تحصیل کنند.
سخن آخر:
در این مباحث در حد امکان در مورد مسایل ویژه ناشنوایان ایران بحث شد.احتمال زیاد هست که در بعضی از مسایل دچار خطا شده باشم. همانطور که در مبحث اول گفته شد : پس از پایان این مباحث،باب گنجاندن نظرات موافق و مخالف در مورد زبان اشاره و غیره در سایت بنیاد پژوهشهای ناشنوایان ایران باز خواهد بود. نا گفته نماند که من اعتقاد به استادی سروران عزیزی همچون سرکار خانم شهبازیان و جنابان آقایان محسن لوح موسوی و روزبه قهرمان و عباس بهمنش در مورد اشارات و الفبا های گویا و دستی دارم و مطرح کردن بعضی از مطالب مربوط به این مسایل جهت روشن شدن پاره ای از ابهامات و شبهات موجود بوده است و امیدوارم که این عزیزان استاد و کارشناس برای رفع ابهامات و شبهات موجود پاسخهای آگاه کننده بدهند تا دیگر عزیزان مخالف یا موافق زبان اشاره ناشنوایان ایران آگاه شوند. واینک بر شما خوانندگان عزیز و فرزانه، فرض و واجب است که هر گونه نظر مثبت یا منفی و نیز هر گونه پیشنهادی در مورد مسایل مربوط به زبان و تحصیلات آنها دارید و نیز هر نوع ایده خوب و پسندیده برای آینده ای بهتر جهت رفاه ناشنوایان دارید را بنویسید و به آدرس بنیاد پژوهشهای ناشنوایان ایران بفرستید تا به اطلاع عموم علاقمندان برسد، تا بلکه انشاالله راهگشای فردایی بهتر و پر از امید برای تحصیلات و گفتار و نیز ساختن آینده ای روشن برای ناشنوایان ایرانی باشد. قبل از به پایان رساندن این مقال از سروران عزیزی که احیانا از نوشته من آزرده خاطر شده اند پوزش می طلبم. به قول معروف:دوست آن است که عیب را از روبرو گوید! در خاتمه لازم دانستم به تمامی خوانندگان گرامی یاد آوری کنم که: به علت مشغله های زیاد و فرصت اندک نتوانستم در مورد زبان اشاره استاندارد و مطالب دیگر مربوط به زبان اشاره بنویسم. به امید خدا در آینده سری جدید مباحث در مورد زبان اشاره استاندارد و هم چنین زبانهای اشاره جوانان ناشنوا و سایر اقشار ناشنوای تهرانی در قبل از انقلاب را خواهم نوشت. با آرزوی توفیقهای روز افزون و تندرستی دائم برای تمامی عزیزان ارجمند و فرزانه.
کامران رحیمی 4مرداد 1389 سوئیس |