gototopgototop
English French German Italian Portuguese Russian Spanish

مقالات

ارتباط

نوشته های انتخابی

آدم موجود عجیبی است

article thumbnail

شرحی درباره نمایشنامه
 " آدم موجود عجیبی است"بدستور ثمینه باغچه بان قرار شد من در مدرسه باغچه بان هر یک  [ ... ]


ادامه ...
 

چهره های ماندگار

سلسله مباحث زبان اشاره (1) چاپ
■ نوشته : کامران رحیمی   
سلسله مباحث زبان اشاره
(1)

پیش از آغاز

مدتی است که شخصا لازم دیدم که در مورد زبان اشاره طبیعی و زبان اشاره استاندارد شده مطالبی بنویسم و صد البته طبق روال همیشگی که در ایران بوده و هست نظرات در مورد رد یا قبول زبانهای فوق میباشد.و مسلم است که مسکوت گذاشتن نظرات موافق و مخالف کمکی به حل مشکل و نیز رفع ابهامات موجود نمیکند.

لذا اینجانب در ایمیلی از آقای محسن لوح موسوی خواستم که اجازه دهند در سایت حرفهای کلی زیر عنوان "سلسله مباحث زبان اشاره " آورده شود و آنگاه پس از پایان نوشتار،موافقین و مخالفین نظرات و استدلالهایشان را ابراز دارند. و آقای محسن لوح موسوی ضمن استقبال از پیشنهاد من اظهار داشتند که موافقین و مخالفین می توانند نظراتشان را به آدرس بنیاد بفرستند تا پس از بررسی، آنها را برای اطلاع عموم در سایت بگذاریم. بنابر این تصمیم گرفته شد که چنین شود.
ما در "سلسله مباحث زبان اشاره " بحثهای کلی خواهیم داشت راجع به زبان اشاره طبیعی و زبان اشاره استاندارد شده و روشهای لبخوانی و نیز الفباهای گویا و دستی و آموزش درسی ناشنوایان و فرهنگ اجتماعی خاص ناشنوایان و نیز نظر اجمالی به روشهای زبان اشاره در سایر کشورها.و ضمنا بد نیست یاد آوری شود که این بحث ها از نظر تاریخی دارای ترتیب زمانی نخواهد بود.ممکن است پس و پیش های زیادی در آن باشد و نیز مسایل مختلف به ترتیب موضوع بحث نخواهد شد. ولی هدف کلی در وهله نخست شناختن زبان اشاره ایرانی از آغاز پیدایشش تاکنون است و در مراحل بعدی به مباحث یاد شده در سطور بالا پرداخته خواهد شد .ضمنا کوشش میشود که این مباحث بی طرفانه باشد همراه با نقادی کامل جهت شناختن موارد مثبت و منفی اشارات برای رفع اشکالات یا تقویت بهتر آن، تا از ایجاد هرگونه شک و شبهه ای جلوگیری شود و راهگشای کسانی باشد که در آینده سکان آموزش و پرورش و نیز بهزیستی ناشنوایان ایران را به عهده خواهند گرفت.

آغاز:

نظری کوتاه به زبان اشاره طبیعی
همه میدانیم زبانی را که اکنون ناشنوایان در ایران بکار میبرند تا حدود زیادی زبان اشاره طبیعی است. یعنی زبانی است که از اشاره و گفتار و الفبای گویا و لبخوانی درست شده است. و نطفه این زبان کنونی از آغاز تاسیس مدرسه ناشنوایان در ایران توسط آقای جبار باغچه بان بسته شد،آنهم در کلاسهایی که خودش اداره میکرد. زیرا ناشنوایانی که پا به کلاس او میگذاشتند ،کودکانی بودند که زبان اشاره رایج ناشنوایان مدرسه نرفته یا کلا بی سواد را نمی دانستند. فرق اساسی ای که زبان طبیعی مدرسه ای با زبان ناشنوایان بی سواد یا به عبارت بهتر زبان عامیانه داشت در دو چیز مهم خلاصه میشد:

1-داشتن الفبای گویا
2- وجود اجباری لبخوانی کردن.

و مسلم است که به مرور زمان بر اثر تداوم آموزش به ناشنوایان زبان اشاره مدرسه رفته ها تکامل یافته تر شد و زبان طبیعی ناشنوایان عامی همچنان محدود و نارسا ماند. و این زمینه ای شد برای متمایز شدن این دو زبان طبیعی قدیمی!خلاصه زبان طبیعی مدرسه رفته ها بر اثر طول زمان زیاد آموزش دیدن، گسترش بسیار یافت، ولی متاسفانه مثل اکثر ابتکارات و اختراعات و ابداعات بشری دارای نواقص و اشکالات کوچک و بزرگ بسیار بود. ومسلم است این مسئله تنها مختص زبان ناشنوایان ایرانی نبود.بلکه ناشنوایان کشورهای اروپایی هم زبانشان دچار اشکالات کم و بیش و آشکار و پنهان بود.همانطور که زبان افراد عادی هم بدون اشکال نیست. و برای رفع عیوب و نارسایی های آن توسط استادان زبان و ادبیات و نویسندگان و روزنامه نگاران تلاش مستمر میشود. و ضمنا اگر در جایی غلط دستوری نوشته یا گفته شود با اعتراضات و تذکرات دیگران رویرو میشود.در این زمینه کتاب "غلط ننویسیم" آقای ابوالحسن نجفی مترجم معروف مثال خوبی بر این مدعا است. و مثالهای فراوانی در این زمینه هست که به نقل از حافظه می نویسم:مثلا هوشنگ گلشیری نویسنده "شازده احتجاب " و چند رمان و داستان دیگر، به رمان " کلیدر " محمود دولت آبادی ایراد گرفته بود که چرا نثرش حماسی است!یا شاعری به شاعر دیگر گفته که شعرت بند تنبانی است!یا روزنامه نگار ی به طنز نوشته بود که فلانی شعر نمی گوید،معر میگوید!و بین مردم هم فراوان شنیده شده که یکی به دیگری گفته فلانی! چرا عامیانه مینویسی و عامیانه حرف میزنی،این کار غلط است!و یا بعضی ها ایراد میگیرند و می گویند چرا فلانی کتابی حرف میزنه!و یا میگویند فلانی عوضی حرف میزنه و افعال را پس و پیش بکار میبره.یا میگویند فلانی چون بی سواد است پس عوضی می نویسه و یا فلانی دستور زبان بلد نیست و گنده گویی میکنه! ویا فلانی هر را از بر(به کسر ه.و ب. و تشدید هردو ر. زبان چوپانی برای هدایت گوسفندان) را تشخیص نمیده و میخواد تو ادبیات برای ما تکلیف تعیین کنه!یا میگویند یارو لاتی و جاهلی حرف میزنه و میخواد با بحثهای گنده کردن قمپز در کنه ! و یا میگویند یارو زبونش الکنه و ادعای خوانندگی میکنه!! یا میگویند فلانی گوینده خوبیه،اما زیاد تپق میزنه!یا میگویند یارو تو دماغی حرف میزنه و بدرد سخنرانی نمیخوره!یا میگویند فلانی زیادی لهجه داره و غیره... در این مورد اگر بخواهیم مثال بیاوریم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود.

بنابر این نتیجه میگیریم وقتیکه در زبان محاوره ای و نوشتاری مردم عادی انتقادات روزانه به همه کس: از صدر تا ذیل میشود، پس معلوم است که زبان اشاره جای خود را دارد.این موضوع(مخالفت کردن در مورد زبان اشاره) وقتی بوجود آمد که حدود بیش از 45 سال پیش یا شاید هم کمتر ،هنگامیکه آقای محمود پاکزاد و یارانش از آقای باغچه بان و پیروانش جدا شدند و برای خود مدرسه ای با روش شفاهی تاسیس کردند آغاز شد.و از همان زمان موافقان و مخالفان اشاره مقابل هم صف آرایی کردند و شروع کردند بر له یا علیه زبان اشاره سخن گفتن و نوشتن!باید بگویم که بذر اختلافات در مورد زبان ناشنوایان همان زمان بوجود آمد و امروزه با همه گستردگی اش به میراث رسیده است!و با شدت و حدت هم ادامه دارد و باعث قهرها و رنجشها و کدورتهای فراوان شده است. و گاهی هم به جدایی ها انجامیده است. و ضمنا بحثهای تند و داغی شده و فشار خون بسیاری از متعصبان را بالا برده و رگهای گردن شان را هم متورم و آماسیده کرده و چهره های شان را بر اثر خشم قرمز و بر افروخته نموده است!!!ولی خوشبختانه تا به حال کار به زد و خورد و کتک کاری و دادو هوار کشیدن و دست به یقه شدن و پای پاسبان و کلانتری را به میان آوردن نکشیده است! اما گاهی کار به تهدید زبانی کشیده شده.مثلا استادی که مخالف زبان اشاره بوده به چند ناشنوا گفته بود که: " موقع حرف زدن دستاتونو ببرین پشتتون و حرف بزنین و اشاره نکنین! وگرنه دستاتونو قیچی میکنم ها! " البته این تهدید قیچی کردن دستها را به شوخی گفته بود برای خنداندن حاضران. زیرا دستها را نمیتوان با قیچی برید!دست که کاغذ و مقوا نیست! وصد البته این مسئله تنها مختص ایران نبوده است.در بسیاری از کشورهای دنیا چنین اختلافاتی بین موافقین و مخالفین زبان اشاره بوده و هست. نمیدانم که آیا بین موافقین و مخالفین آنجا زد و خورد از نوع زد و خورد نمایندگان مجلسهای اروپایی و آسیایی شده است یا نه!؟ این را خدا میداند واگر بر فرض چنین اتفاقی افتاده است درجه و میزان اختلافاتش هنوز برای من معلوم نیست!

 

کامران رحیمی
15 تیر 1389

 

یاد آوری:

نقل از مطالب " سلسله مباحث زبان اشاره " با ذکر منبع بلامانع است.

 

آیتم های مرتبط